خود را گول نزنیم
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی: خود سازی شخصیت ، اشتباه زندگی

سلام

امروز بعد از مدتی میخوام درباره یک مسئله مهم صحبت کنم و اون گول زدن خودمونه و یا بعبارتی کلاه شرعی سر خودمون گذاشتن است.

توی مجلسی بودم و صحبتی رد و بدل شد، قسمتی از اون را که خیلی ها با اون درگیر هستند را میگم.

مبحث از آنجا شروع شد که یکی از آقایان گفت.

بچه بودیم وقتی میرفتیم پنیر بخریم و میگفتیم صد گرم پنیر بده، مغازه دار وقتی پاره سنگ صد گرمی را روی ترازو میگذاشت و 100 گرم پنیر را میکشید، یکم بیشترش میکرد تا بقولی حلال بشه. میگفت من اون روز نمیفهمیدم چرا اینکار را انجام میده ولی امروز که به مغازه میرم، و میگم نیم کیلو فلان چیز را بده فروشنده نیم کلیو نشده، جنس را از ترازو بر میداره، میریم شیرینی میخریم، جعبه اونو به قیمت شیرینی به ما میده! و ....

من به ایشون گفتم، درست میگید، اون فروشنده بیشتر از اینکه به شما ضرر بزنه داره به خودش ضرر میزنه، داره نون حرام به خونش میبره، شاید در ظاهر نفهمه ولی یکدفعه میبینه ثمره زندگیش بعد از 20 سال که فرزندش باشه، معتاد میشه، خراب میشه و ... طرف نمیفهه چرا؟

همیشه ما این مشکل را داریم که نمیدونیم چرا چنین بلایی سرمون میاد.

باور کنید اگر همه پولهای دنیا رو به شما بدن، به بیماری عزیزی نمی ارزه. با وجود اینهمه بلاهای معلق، پس چرا باز برای خودمون بلا میخریم.

اتفاقات خوب همیشه توی آسمونهاست، اون بالا بالا ها، و شریات روی زمینه، کافیه یک فکر پلید از ذهن شما رد بشه، اون اتفاقه میشنوه و صاف میاد در خونه شما، ولی برای صدا کردن اتفاقات خوب، باید داد بزنی، وقت بزاری، خلوت کنی، تا شاید از بین این همه شر، صدای شما به گوش اون خوباش برسه و بیاد پیش شما.

فرد ادامه داد که با این وضعیت جامعه آدم اگر مثل بقیه دزدی نکنه، کلاهش پس معرکه است.

بهش گفتم: معرکه؟ کدوم معرکه؟ منظورت همون آشفته بازاری که جنسهای بنجل را کادو میکنند و به قیمت خونت بهت میفروشند؟ دوست داری جنس بنجل بخری، دوست داری توی خرید این جنسها از دیگران سبقت بگیری؟ یا دوست داری همیشه جنس خوب داشته باشی؟ گیرم حرف شما درست، همه دزد، آیا تو هم حاضری بلایی که سر اون فروشنده ممکنه بیاد سر تو هم بیاد؟ آیا حاضری خونت را برای 10 گرم کم گذاشتن بفروشی؟ زندگیتو، آخرتتو؟

میگفت: بابا اونهایی که اون بالا هستند خودشون هم دزدند.

گفتم: من نمیدونم شاید باشند شاید نباشند، هیچ کس نمیدونه ولی اینو میدونم، وقتی روز قیامت میشه، مردم میگن شیطان گفت این کار و بکنیم و اون موقع شیطان میگه من گفتم، شما چرا کردید! حالا تو فکرشو کن، آقای ایکس دزد، خوب آخرتشو به دنیاش فروخته، توی هر قشری ممکنه آدم بد و خوب باشه، ولی تو چکاره هستی؟ چرا میخواهی کارهای خودتو نسبت به دیگری بدی و شرعیش کنی؟ تو که میدونی این کاری که انجام میدی بده، پس دیگه نیازی به وکیل وصی نداره. کاملا مشخصه، سعی نکنیم خودمون را با این عراجیف گول بزنیم. چرا؟ شیطان کمر همت بسته که همه ما را گول بزنه، تو چرا میخواهی شریکش باشی، اونم کی رو، خود، خودت رو.

جامعه ما هیچ وقت درست نمیشه، تا زمانیکه به این نتیجه برسیم، کار بد، بده و هیچ توجیه شرعی نداره، اگر مال مردم خوردن حرامه، حرامه، نه فقیر میشناسه نه غنی. اگر یاد بگیریم که اول خودمونو درست کنیم، اون وقت میتونیم بگیم، هی فلانی تو چرا؟

ماجرای رطب خوردن حضرت محمد (ص) را همه میدونند، چرا گفت فردا بگید این پسر بیاد، چون خودش خورده بود. چه نتیجه ای از این مسئله میگیرم؟

نتیجه ساده است، یعنی اگر رسول خدا هم باشی، نمیتونی امر و نهی کنی وقتی خود اون امر را انجام میدی.

یعنی وقتی تو خودت کم کاری میکنی، توی خودت برای زندگی کم میزاری، خودت کم فروشی میکنی، .... چطور میتونی از مملکتی حرف بزنی که حق تو را خورده؟ وقتی من خودم را تصحیح کنم، زنم را تصحیح میکنم، فرزندم را تصحیح میکنم، محله ام را تصحیح میکنم، فامیل را تصحیح میکنم تا وقتی فرزند من بزرگ شد، حرفی که امروز تو میزنی را اون نزنه.

به این میگن عشق.

پس یادمون باشه، اگر دنبال کلاه شرعی برای کار هامون میگردیم. مطمئن باشیم، خدا کلاه سرش نمیره. از آینده خودمون و خانواده بترسیم که با چند کار اشتباهی که عادت شده، آنها را به فنا ندهیم.

من مشکل دارم، اونها چه گناهی کردند که باید به آتش ما بسوزند؟

 

 


 
3 اشتباه محلک در روابط انسانی
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اشتباه زندگی ، خود سازی شخصیت ، پیش داوری ، چادوی کلام

با سلام

سال نو پیشاپیش بر همه شما مبارک.

میخواهم 3 اشتباهی را که اغلب اوقات، همه ما، بطور آگاه یا ناخود آگاه انجام میدهیم و ابتدا برای روان خود سم و برای روابط اجتماعی ما محلک است را اشاره کنم.

دوستانی که تمایل دارند، تمرینات جادوی کلام  را ادامه دهند، حتما با دقت تمام مطلب را خوانده و تمرین کنند. افرادی هم که یک زندگی عادی را در حال تجربه هستند، اگر از این فنون استفاده کنند، ضرر که نکرده هیچ، سودی گرانبها نیز به رحمت خداوندی نصیب آنها میشود.

این رخداد ها بین تمامی اقشار انسانی اتفاق می افتد، زن و شوهر، 2 دوست، 2 همکار، کارفرما و کارگر و حتی 2 غریبه در خیابان.

برای توضیح مسئله، مثل همیشه با یک مثال شرح میدهم.

توی خیابون، توی یک ترافیک قرار گرفته اید، ماشین پشت سری برای شما چراغ و بوق میزند و میخواهد شما راه را برای او باز کنید.
شما چه عکس العملی نشان میدهید؟
1- یارو فکر کرده فقط خودش عجله داره، من خودمم عجله دارم.
2- نباید بهش راه بدم.
3- سعی میکنید نزارید به هیچ وجهی از شما رد شود.

این 3 اشتباهی است که همه ما میکنیم. این اشتباهات چه نام دارند؟
1- قضاوت
2- صدور حکم
3- اجرای حکم

حالا بیایید مسئله را طوری دیگر بررسی کنیم.

توی خیابون، توی یک ترافیک قرار گرفته اید، و عزیزی سکته خفیف قلبی کرده و باید هر چه سریعتر او را به بیمارستان برسونید. برای ماشین جلویی چراغ میزنید، بوق میزنید تا راه را برای شما باز کند تا به بیمارستانی که 2 خیابان جلوتر است هر چه سریعتر برسید. ماشین جلویی بجای راه دادن، راه شما را هم صد کرده و نمیگذارد رد شوید. چه حالی پیدا میکنید؟؟

شرط اول قضاوت، دانستن و علم داشتن به کلیه شرایط است. در 99% اوقات ما این علم را نداریم.

شرط دوم برای صدور حکم، عدالت است. اگر ما علم کافی برای قضاوت داشته باشیم و نخواهیم حکم صادر شده به نفع خود ما باشد، کاری بسیار سخت است.

و در آخر اجرای حکم! که معمولا اگر به نفع ما نباشد، سود چندانی هم ندارد.

من این مشکل را با همسرم دارم. وقتی همکار جنس مخالف به او زنگ میزند، حتما با هم سر و سری دارند و میخواهند کاری کنند، باید به او کم محلی کنم و میکنم.

من این مشکل را با کارفرما یا کارگر خود دارم. کارفرما مرا استعمار میکند، و پولی که باید به من بدهد را برای خود نگه میدارد. کارفما میگوید. با وجود این همه هزینه، آب و برق و گاز و اجاره و .... باید در شرکت را بست، این کارگرها هم فقط بلدند از زیر کار در برند و فکر میکنند، من ارث پدر آنها را خوردم!

از این مثالها زیاد است. امروز خود را بررسی کنید، ببنید چقدر این کار را تکرار کردید!

خوب راه حل چیست.

اگر با خود عهد ببنید که از امروز دیگر قضاوت نمیکنید، حرفی بس بیهوده گفته اید.

برای شروع، سعی کنید تا مدتی حکم صادر شده را اجرا نکنید. برای افراد مختلف بستگی به خودشان دارد. از یک ماه تا یکسال!

سپس وقتی دیدید میتوانید اجرای حکم را تحت سلطه خود نگه دارید و حتی بطور خفیف هم آن را اجرا نمیکنید به مرحله بعد بروید.

در این مرحله سعی کنید حکم صادر نکنید. بعد از مدتی متوجه میشوید دیگر، اون خشونتی که در رفتار شما بوده، از بین رفته و دیگران به شما میگویند شما چقدر انسان صبوری هستید. شما چقدر مهربان هستید. شما چقدر خوبید.

و در نهایت قضاوت یک طرفه نکنید. هر هنگام که یاد گرفتید برای قضاوت باید همه جوانب را سنجید و سپس نظر داد، اون موقع شما امین دیگران خواهید شد. مرحله ای که کمتر کسی به آن میرسد. وقتی به این مرحله رسیدید. آنوقت میتوانید قضاوت کنید، حکم دهید و آنرا دیگران اجرا کنند! دقت کنید دیگران اجرا کنند، شما دیگر خود این کار را نخواهید کرد. چرا چون وقتی حکم صحیح باشد، خود طرف مقابل گردن به اجرای آن میدهد.

یادمان باشد، خوب شدن سخت نیست، خوب ماندن نیز سخت نیست. چیزی که سخت است، تغییر است. و چیزی که مانع تغییر میشود، ندانستن راه و بلند کردن سنگ سنگین است.

اگر شما از این تمرینات فقط 20% رفتارتان تغییر کند، اثرش را در زندگی خواهید دید، زندگی آرام با همسر، با دوست و با همکار.

زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید.


 
هوشیار باشیم
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام دوستان، مدتی بود به علت مشغله های کاری کمتر میتوانستم بیام و مطلبی را بگذارم. ولی چند وقته یا بهتر بگم چند ساله که یکسری رفتارها توی جامعه ما الگو شده و این الگو اصلا جنبه خوشی نداره، نه تنها در ایران بلکه در کل دنیا.

برای مثال نمیدونم یادتون است، میگفتند که اعراب برای اینکه به ایرانی ها توهین کرده باشند میگفتند سگ پارس میکنه، پس از این ببعد نگویید بگویید سگ واق واق میکنه و ... مثالهایی دیگر، این کار شاید هم انجام شده باشه ولی چیزی در حدود 1000 سال پیش بوده و ما فقط با نیرنگهایی که هزار سال پیش اتفاق افتاده دست به گریبان شدیم و از نیرنگهایی که امروزه بر سر هویت ما می آید غافل شدیم.

حتما دیدید، خانمهایی بسیاری (آقایون بسیار کمتر هستند) که انگشتر در انگشت سبابه یا شست میکنند!

در اینترنت یک جستجو کنید، ببینید چطور صاحبان وبلاگها و سایتها، یکسری مطالب را کپی و پست کردند و توی سایت خودشون گذاشته اند. در این سایتها گفته شده که خیلی خوبه شما انگشتر در این 2 انگشت بکنید. برای اثبات ادعا لطفا عبارت "معنای انگشتر در انگشت" را در گوگل جستجو کنید و ببینید همه از روی هم کپی برداری کردند و یک دروغ را چطور جلوه داده اند.

خوب اگر زبانتان خوب است، در این باره به زبان انگلیسی جستجو کنید و ببینید واقعیت چیست.

بطور خلاصه عرض میکنم. انگشتر در شست دست چپ به معنی عضویت در گروه های شیطان پرستی و در دست راست به معنی همجنس گرایی است. حال اگر در انگشت سبابه باشد یعنی من تمایل شدید به ارتباطات جنسی دارم.

خوب، آقا، خانم شما که تا به امروز معنی این رو نمیدونستی و اینکار را کردی و بهانه شما این بوده که انگشتر بزرگ بوده توی این انگشتم جا میشده، خواهشنا اگر قصدت موارد بالا نیست برای امنیت خودت این کار را نکن.

باور کنید خیلی از این مدهایی که وارد ایران میشه و برای شما چیزی دیگر معنی میکنند توی دنیای واقع چیزی دیگه معنی میده و وقتی یک جون ایرانی را توی رسانه های خودشون نشون میدن و میگن ببینید، اینها دارند چی میگند.

یک دوربین برداشتند بردند توی خیابونها از خانمهای چادری گرفته تا کساییکه بقول خودشون فشن هستند فیلم گرفتند و میگن ببینید جونهایی ایرانی همه تشنه سکس هستند! حالا شما بیا بگو بخدا منظور ما این نیست. میگن دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟؟

 

در مدی که انتخاب میکنیم، دقت کنیم. هر انتخاب اجتماعی من و تو، فقط محدود به شخص خود من یا تو نیست، نشانه ای هستی در یک جامعه، پس با یک انتخاب غلط به جامعه خودمون توهین نکنیم.

 


 
ظهور نزدیک است.
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ظهور

با سلام

ظهور نزدیک است. آماده شویم.

کمی به تحولات منطقه دقت کنیم.

سوریه، بشار اسد، توسط ارتش خود کشته خواهد شد. یکی از فرماندهان بر علیه او شورش خواهد کرد و این امر باعث کشته شدن اون میشه.

ارتش به سمت عراق حرکت خواهد کرد.

به ظاهر پیروزی از آن آنهاست ولی

پیروزی واقعی مال ماست.


 
سالها در گذر است.
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: تفکر

تا بحال شده از خود بپرسید، امروز من با دیروز من چه تفاوت کرده است؟
من میگویم، در روند هیچ و در کیفیت بدتر یا بهتر شده.
من میگویم، امروز ترافیک کمتر بود و من زودتر به کارم رسیدم، سرم خلوت تر بود، توان بیشتری برای انجام کارها داشتم، سر ظهر توانستم نماز را به موقع بخوانم و نهار را آرام خوردم و بدون استرس، وقتی به میخواستم به خانه برگردم سر راه دوستم را دیدم و با او به خانه برگشتم و در مسیر درباره اقتصاد، سیاست، مدهای روز و ... حرف زدیم. نفهمیدم چطور به خانه رسیدم. روز خوبی بود. نه!

ولی دیروز ترافیک صبحگاهی زیاد بود، مجبور شدم با مترو برم، 4 تا قطار صبر کردم تا در یکی بتوان جایی پیدا کرد که توی اون بچپم، توی مترو داشتم خفه میشدم. سر کار حوصله نداشتم، کارها روی هم ریخته بود حتی نتونستم نمازم را بخونم، نهار را هول هولی خوردم تا اومدم به خودم بجنبم دیدم باید برم، ولی چون کارهام تموم نشده بود رئیس اجازه نداد برم خونه و مجبور شدم چند ساعتی بیشتر کارم کنم تا کارها آنروز تمام شود، وقتی به خانه رسیدم حال روی پا ایستادن را هم نداشتم ولی با چهره عصبی و ناراحت همسرم مواجه شدم. چه روز گندی نه؟

تفاوت این 2 روز در چی بود؟ من که تفاوتی ندیدم فقط کیفیتش فرق میکرد. در 2 کلمه خلاصه شد، روز خوب و روز بد!
این تعریف هم از دیدگاه من بود نه شما! درسته؟ بنظر شما چطور میشه یک روز بهتر باشه؟
آها راستی جریان رفتن به خونه را تعریف نکردم. از فرط خستگی و بی حوصلگی توی مترو نشسته بودم دستم را بردم سمت موبایلم و اون در آوردم توی اون یک برنامه قرآن را داشتم و شروع کردم به خوندن اون (عربی و فارسی) دیدم چه جالب نوشته.

اى مردم در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است و ما به سوى شما نورى تابناک فرو فرستاده‏ایم. آیه 174 سوره نساء

تا به خانه درباره این آیه فکر کردم و گفتم این نور تابناک چیست؟ منظور از برهان چیست و ...

اینجا را داشته باشید. کمی برگردیم عقب، به نظر شما آلان دیروز بهتر بوده یا امروز؟

دیشب وقتی خوابیدم، خوابی دیدم و جوابی که از سر کار تا اواسط خوابم با من بود، جواب داده شد.
میدونید جواب چی بود؟ فکر کردن. آره جواب همونی بود که منو درگیر خودش کرده بود، نور تابناک فکر کردن بود. باید فکر میکردم. تا میفهمیدم، آن نور چیه؟

روز به روز میگذره و امروز ما با دیروز ما فرقی نمیکنه، هر روز میریم سر کار و برمیگردیم، میگیم، میخندیم، دعوا میکنیم، آشتی میکنیم و هزاران کار دیگه ولی آیا امروز ما با دیروز ما فرقی هم میکنه؟ امسال ما با پارسال ما چه فرق داشته؟ یک ماشین خریدید؟ یا بالاخره خونه؟ ولی در واقع هیچ پیشرفتی نداشتید اگر، ذهن خود را پرورش نداده باشید. اگر فکر نکرده باشید، اگر آموزش ندیده باشید، اگر تحلیل نکرده باشید. روزی یک دقیقه هم اگر فکر کنید به خدا، به علمش، به رفتار خودتون و بی ثمر بودن اعمال ما، حتی برای خودمون، اون وقت میتونید بگید، امروز بهتر از دیروز بوده. ولی اگر امروز یک قدم به طرف راه حق برنداشته اید، بدانید که روز خوبی نداشته اید.

یا حق


 
آیا خدا در آفرینش ما نقش دارد؟
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ شهریور ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام

امروز توی یک محفلی بودیم که درباره این مسئله بحث داغی شده بود. بدم نیومد نظرات خودم را به شما بگویم.

بعضی ها معتقدند که ما میمون بودیم و تکامل پیدا کردیم! خوب سوال چرا اونا نکردند و میمون موندند.

بعضی ها معتقد بودند که ما از یک تک سلولی بوجود آمدیم.

و همه چی خود بخود درست شده.

سوال من اینه اگر بخواهیم قبول کنیم که حرف اونها درسته، خوب اون تک سلولی یا اون میمون را کی آفریده؟

آیا اونم خود به خود بوجود آمده؟ یا یک نظامی بوده که اون را هدایت کرده؟

برام جالب بود که میگن خالق کامپیوتر، خالق شبکه وب، خالق سیستم عامل فلان  و ...

حالا که به خودشون میرسه میگم نه! ما خالق نداریم ما خود به خود بوجود آمدیم. من آخرش نفهمیدم چرا کامپیوتر خود به خود به وجود نیامد. شاید یک طرح اولیه بود و تکامل پیدا کرد ولی کامپیوتر بود نه یک چرتکه!

به هر حال نظر من اینه هر کسی به وجود خالق ایمان نداره باید این سوال را از خودش بکنه که چطور من از 1 اسپرم و 1 تخمک به چنین فردی تبدیل شدم که قانون گذار و صاحب و خالق این اثر عظیم را میخوام رد کنم.

چرا؟

چون این کار شیطان است که بگه

1- من نیستم
2- خدایی هم نیست.

هر کی هر کاری دلش میخواد بکنه و همه حرفها چرت است.

 


 
بهترین زمان برای تزکیه روح
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: دروغ ، رمضان

سلام دوستان

مهمترین و لازم ترین شرط برای ورود به عرص سلوک داشتن روحی پاک است. و برای پاک کردن روح روشهای بسیاری وجود داره که مهمترین و آسانترین راه و همچنین کاربردی و قابل انجام برای هر فرد اینی که میخواهم بگم.

توجه داشته باشید که این سیر زندگی را شما میتوانید هر روزی از سال شروع کنید ولی در برخی مواقع شروع اون در بعضی روزها ساده تر است ولی این تمرین شروع دارد ولی پایانی ندارد.

یکی از ماه هایی که بسیار راحت میشود در آن این تمرین را انجام داد ماه رمضان است، نه بخاطر سور فلکی اون بلکه بخاطر اینکه شرایط عمومی انجام در این ماه توسط دیگران نیز ساده تر میشه.

برای تزکیه روح چه کارهایی را نباید انجام داد و یا انجام داد؟

مهمترین عامل برای سیاه کردن روحتون گفتن دروغ است، از همین امروز دروغ گفتن را کنار بزارید. دروغ در هر رتبه و به هر منظور روحتان را سیاه میکنه حتی اگر دروغ برای خدا باشد. به هیچ وجه سعی نکنید دروغ بگید.

دروغ نگفتن کاری بسیار دشوار است. آنقدر که بعضی ها روزیشان بدان بسته است. خوب نونی که از راه دروغ در می آید معلوم نیست که به چه منظوری هزینه شود و اثراتش در تو و خورنده اون چیست.

چطور دروغ نگوییم؟
1- این قدم اول برای کساییکه به اصطلاح خالی بند هستند و عادت به این کار کردند و هیچ هدفی پشت حرفاشون نیست و بیشتر یا برای سرگرمی است یا برای مطرح کردن خودشونه. خوب شما اگر جزء این دسته هستید سعی کنید کمتر حرف بزنید. هم در این ماه بابت این کار انرژی ذخیره میکنید و هم یاد میگیرد نصف حرفاتون چه زده بشه و چه زده نشه هیچ فرقی نمیکنه!

2- سوال به سوال جواب دادن، این برای زمانی است که طرف پا پیچ شما شده و میخواهد بداند که چه اتفاقی افتاده و شما دوست ندارید بگید. 2 راه دارید یا 1 خالی ببندید و تمام یا اینکه طرف را با سوالات دیگه منصرف کنید یعنی چی؟ یعنی مثلا چرا میخواهی بدانی؟ حالا اگر فهمیدی چه فایده ای برای تو داره؟ و ....

3- گفتن نه، اگر طرف بسیار اصرار کرد شما خیلی راحت میتونید بگید که من دوست ندارم در این باره چیزی به شما بگم و اگر فکر میکنید طرف از دست شما ناراحت میشود میتوانید به مرحله بعدی بروید.

4- مرحله راست نگفتن، شما میتوانید راست نگید ولی دروغ هم نگید. یعنی چی؟ برای مثال شما یک لیوان خریدید به قیمت 100 تومن و نسبت به شرایط باید اونو 500 تومن بفروشید. (البته چرا 5 برابر فعلا در این مبحث مهم نیست) دوست شما اصرار میکنه که چند خریدی که داری 500 میفروشی. شما میتونی بگی کرایه مغازه ساعتی اینقدر، پول آب و برق و گاز ساعتی اینقدر، پول شاگرد و .... ساعتی اینقدر حالا تو آلان با این سوالت اینقدر به من ضرر زدی که نتونستم فلان جنس را بفروشم. یاا اینکه میتونی بگی قیمت غیر عمده این کالا اینقدر است و... حالا در بخشهای مختلف حالتهای مختلفی وجود داره.

از همین امروز سعی کنیم که دروغ نگیم.

به چه کسانی دروغ نگیم.

مهمترین کسی که نباید بهش دروغ گفت خود آدم است. گذاشتن کلاه شرعی سر مردم خود یک دروغ گفتن بزرگ است به خود آدم. هیچ وقت یادم نمیره که یکی از دوستان مشتری داشا که نیاز به پولی داشت و ایشون گفتند ما پول نه قرض میدهیم نه نزول ولی اگر بخواهی میتوانی این جنس را قسطی بخری و بعد به اون مغازه بفروشی. طرف چون مجبور بود اینکار را کرد. و از هر طرف کلی ضرر کرد. من به این دوست گرفتن کارت درست نیست گفت نه! من خلافی نکردم یک جنس قسطی فروختم. گفتم اون طرف ارزون تر خریده؟ گفت اون به قیمت خرید خودش خریده انگار از عمده فروش خریده باشه. من مال اونو میخرم اون مال منو میخره! خوب به ظاهر شاید نشه اشکال شرعی گرفت ولی همه میدانیم که انسانی نیست و نکته جالب همین جا بود که میگفت اگر من پول را بهش میدادم میشد نزول ولی با اینکار دیگه نزول نیست. خوب طرف هم میدانست که داره سر خودش و کلاه میزاره ولی چاره ای نداشت. خوب پس مجبور بود به خودش دروغ بگه. حالا وقتی شما عادت کردی به خودت دروغ بگی به دیگران که کاری نداره.

اگر تونستی به خودت دروغ نگی؟ به راحتی میتوانی غیبت نکنی، سر دیگران کلاه نزاری، حق کسی را پایمال نکنی و ....

پس سعی کنید اگر روزه میگیرید روزه دروغ هم بگیرید. و اگر روزه نمیگیرید ولی حتما روزه دروغ را بگیرید. بعد ببینید امسال رمضان با سال گذشته چقدر تفاوت داره.

 


 
مسیر ایمان
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اعتقاد ، ایمان

سلام

خدایا میدونم هستی ولی نمیبینمت.
خدایا میدونم به حرفام گوش میدی ولی چرا کمکم نمیکنی.
خدایا میدونم میتونی کمکم کنی ولی چرا منو فراموش کردی؟

آیا کسی هست که به وجود خدا اعتقاد نداشته باشه؟ بله هست. آیا میدونید سلسله اعتقاد چه شکلی؟ از پایین به بالا میگم (البته این نظر منه).

1- بی اعتقادی
2- شک و تردید
3- اعتقاد
4- کشف
5- اعتماد
6- ایمان

اینهایی که گفتم یعنی چی؟

شما درباره موجودات فرازمینی چی فکر میکنید؟ یکسری ها میگن وجود نداره یعنی هیچ اعتقادی به وجود آنها نیست. بعضی ها میگن ممکن است وجود داشته باشه ولی کی دیده تا بحال به این میگن شک و تردید و یکسری میگن وقتی ما هستیم خوب حتما موجودات دیگری هم وجود دارند به این میگن اعتقاد. چندین دانشمند وجود چنین موجوداتی را اثبات میکنند و شما به استناد حرفهای اونها باور دارید که هستند به این میگن اعتماد ولی وقتی یکی از اونها را دیدید به وجود اونها ایمان می آورید.

حالا این چیزهایی که گفتم به چه دردی میخوره.

به نظر من پیامبران مهمترین رسالتشان این بود که بی اعتقادی را به ایمان مبدل سازند و شیطان و تیم او تلاش میکنند که ایمان را به بی اعتقادی بکشونند.

شیطان قسم خورد که انسان را گمراه کنه، اینو زیاد شندید ولی از چی گمراه کنه؟ از راه پاکی و راستی؟ بنظر من که این نیست چون خیلیها رو من دیدم که در راه پاکی گمراه هستند. طرف آدم خیلی خوبیه ولی....

داشتم با دوستی صحبت میکردم میگفت من یک زمانی دعا میکردم ولی دیگه دعا نمیکنم چون خدا به حرفهام گوش نمیده. کمی که صحبت کردیم گفت گوشم از حدیث و دعا و ... پره، همه را حفظم. منم یک مثالی زدم براش اون مثال این بود.

شما امتحان ریاضی دارید. شب امتحان کلیه فرمولهای را حفظ کردید و یا اصلا تقلب کردید و روی یک کاغذ نوشته اید. سر جلسه برگه امتحانی را جلوتون میزارند و شما میدونید که این مساله با کدوم فرمول حل میشه، فرمول اونو هم میدونید ولی نمیتونید بنوسید. دلیل چیه؟ دلیلش اینه که مفهوم فرمول را نتونسید درک و یاد بگیرید. شما میدونید این مشتق یا انتگرال هست ولی نمتونید حلش کنید.

مشکل ما آدمها اینه که از بچگی اعتقاد به دین داشتن به خدا داشتن را یاد دادند ولی کسی نبوده یا خودمون اونقدر تنبل بودیم که بدنبال درک مساله اصلی که ایمان به خدا هست را نرویم.

شما دعای حضرت ... را میخونید و میگید چقدر قشنگ گفته و لذت هم میبرید و شاید هم هر شب تکرارش کنید ولی میبینید توی زندگی برای شما اثربخش نیست. چرا؟

علت عدم ایمان به خداست. شما به خدا اعتقاد دارید حتی اعتماد هم دارید ولی ایمان ندارید.

کافیه مورد آزمایش قرار بگیرید. اولین سوالی که به ذهنتون میرسه اینه خدایا چرا؟ آیا مگر غیر اینه که خداوند غیر خوبی چیزی برای بنده اش نمیخواد. پس چرا چی؟

میدونید سوال فرق فرد با ایمان با فرد معتقد چیه؟ فرد معتقد میگه خدایا چرا این بالا بسرم اومد؟ فرد با ایمان میگه خدایا چکار کنم که این بلا را بتونم تحمل و از اون بگذرم.

دقت کنید بلا برای هر 2 یکسان است ولی طرز نگرش فرق میکنه. یکی میگه خدایا چرا من بی پولم. اون یکی میگه خدایا رزق و روزی منو زیاد کن.

این رو بدونید وقتی از خدا چیزی را درخواست میکنید. باید درست درخواست کنید. یکی میگفت اگه از خدا پول میخواهی بگو 100 میلیارد تا 1 میلیون بهت بده. ولی من یک خاطره براتون تعریف میکنم که برای خودم اتفاق افتاده.

یک شب ساعت 12 شب داشتم بطرف خونه میرفتم وضع مالی شدیدا خراب بود و من اون روز از یکی 10 هزارتومن قرض گرفته بودم. توی مسیر باید پیاده میشدم و یک ماشین دیگه سوار میشدم. توی این حین بود که واستاده بودم دیدم 1 پسری یک ساعت دستشه و جلوی آدمهایی که هر از چندگاهی رد میشن را نگه میداره و میخواهد اون ساعت را بفروشه. من از این طرف خیابون به سمت اون رفتم و گفتم چند؟ گفت هرچی شما بدید. نگاه کردم دیدم ساعت 500 تومن هم نمی ارزه. گفتم این ساعت ارزشی نداره برای چی میخواهی بفروشی، گفت میخوام با مادرم شب بریم مسافرخونه بخوابیم و مادرشو نشونم داد. من کمی فکر کردم دستم رو توی جیبم بردم و در آوردم بدون اینکه نگاه کنم چقدر است گفتم ساعتت به درد من نمیخوره امیدوارم این بدرد شما بخوره. دادم و اومدم. راننده ماشینی که ایستاده بود منو دید و گفت اینا کارشون اینه. گفتم اگر راست میگی چه حیف که زندگیشونو چقدر ارزون میفروشند. بعد فردا فهمیدم که 4 هزار تومن داده بودم و بارم 4 هزار تومن دیگه باقی مونده بود. با اون پول فردا دوباره به سرکار برگشتم و یکی از دوستان قدیم زنگ زد و گفت فلانی من یک کاری دارم که باید برای انجام بدی. گفتن فلان کار را میگی گفت آره. گفتن این کار رو کن درست میشه. گفت من نمیدونم خودت بیا انجام بده و پولشو بگیر. من رفتن انجام هم دادم و خود حسابداری 100 تومن داد.

اینو تعریف کردم که بگم نیاز نیست شما برای رفع یک مشکل حی خودتو به در و دیوار بزنی هی نق بزنی هی ناله کنی. کافیه بعضی وقتها کمی عمل کنی. خدا خودش میبینه. تو نیاز نیست بگی آهای خدا ببین من نماز خوندم، روزه گرفتم برات. پس چرا فلان کار را نمیکنی؟؟؟ ببین خدا من ماه رجب فقط بخاطر تو 3 روز روزه گرفتم که فلان کار صورت بگیره.

آیا بنظر شما اون 3 روز روزه برای خدا بوده یا برای صورت گرفتن اون کار؟

فرق آدم با ایمان و معتقد از نظر من اینه. آدم با ایمان خودشو توی معرفت خدا حل میکنه ولی آدم معتقد کارهایی که برای خودش میکنه را بحساب خدا میگذاره.

و شیطان وسیله ای ایجاد میکنه که ایمانت را به اعتماد و اعتماد را به اعتقاد و اعتقاد را به شک و شک را به بی اعتقادی بکشونه.

این مساله را درون خود جستجو کنید. ببنید شما جزء کدوم دسته هستید. آیا مومن (کسی که ایمان داره) هستید یا کافر (کسی که بی اعتقاد است). شایدم فکر میکنیم مومن هستیم چون همه درسها رو از بر هستیم ولی امیدوارم سرجلسه امتحان حداقل من باوجود همه تقلبهام بتونم حلش کنم.

بدرود و صد درود
در پناه حق باشید.


 
فانون عمل و عکس العمل
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی: عمل ، قانون

سلام

امروز میخوام درباره قانون عمل و عکس العمل براتون بگم. شاید این موضوع را خیلی ها بدانند و شاید هم خیلی ها ندادند. پس اونهایی که میدانند یادآوری میشه و اونهایی که نمیداند آموزش.

خوب یک قانونی هست که منصوب به خود خداست. میگه چی؟ میگه هر کاری کنی جزایی داره چه خیر و چه شر.

یعنی چی؟ یعنی اینکه شما به میزان کاری که انجام میدی، چیزی به همان ارزش دریافت میکنی. نکته جالب و گمراه کننده همین جاست. یعنی به همان اندازه دریافت میکنی. ممکن جزای کار شما به همان شکل نباشه ولی تاثیر . مقدارش با کاری که میکنی برابری میکنه. برای مثال شما شب عید یک خانواده مستمند و با آبرویی میشناسید که دلشون میخواد شب عید لباس داشته باشند. شما برای آنها تهیه میکنید و آنها را شاد میکنید. این ماجرا میگذرد. و بعد از چند روز یا چند ماه یک اتفاق بدی برای شما رخ میدهد. برای مثال خدایی ناکرده یک سانحه رانندگی توی اون ماشین شما له شده و شما با سری ضخمی و با بدن درد از این تصادف جان صالم بدر میبرید. توجه فرمودید جان سالم بدر میبرید. یعنی اینکه ممکن بوده شما توی این سانحه کشته بشید ولی پاداش اون کار نیکو شما اینجا با همام ارزش به شما برگشته.

حال اگر بد کنید. ممکن است پاداش عمل بد را در انجام دادن یک کار خوب بگیرید. یعنی چی؟ برای مثال شما کاری بد کردید و برای جبران اون یک کار خوب میکنید ولی نتیجه برای شما بد میشود.

توجه کنید و مطمئن باشید اگر کار خوبی یا بدی انجام میدهید حتما پاداش آن کار را دریافت خواهید کرد. پس اینطور فکر نکنید که من فلان کار بد را میکنم و 3 تا کار خوب میکنم اینها با هم صاف میشوند. اینطور نیست به دلایل زیر:

1- شما نمیدانید ارزش کارهای شما چقدر است.
2- هیچ کار بدی با کار خوبی پاک نمیشود.
3- هر کار بد به همان اندازه بد به شما میرسد و هر کار خوب به همان اندازه کار خوب به شما میرسد. یعنی 1 کار بد به میزان 50 به 3 کار خوب به میزان 70 پاک نمیشود. شما پاداشی میگیرد به میزان 50 کار بد و 70 کار خوب.

یعنی یک جا شما یک اتفاق بد برای شما می افتد که جزای کار شماست ولی ممکن است بعد از مدتی اون کار مشکلش حل شود بخاطر پاداش نیک شما.

خوب حالا یک سوال اگر من کار بد یا خوبی کردم و در این دنیا جزایش را ندیدم چه  میشود؟
پاسخ: توی اون دنیا حتما پاداشش را خواهید گرفت. چون خداوند حسابگر و عادل است. هیچ پاداشی نادید نخواهد گرفت.

حال اگر میبینید که دیگران با شما خوب نیستند؟ کارهای شما پیش نمیرود؟ مشکلات پشت مشکلات دارید؟ علت را در اعمال خود جستجو کنید. هیچ جادویی نمیتواند عدل خداوندی را زیر سوال برد.

اگر میبینید مشکل دارید به تزکیه روح و انجام کارهای خیر بپردازید تا میزان پاداشهای مثبت شما افزون شود.

یا حق


 
توضیح درباره نیرنگ شیرین شیطان
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سلام

مثل اینکه برای بعضی ها مطلب قبلی ایجاد سوء تفاهم کرده.

قصد من بی احترامی به خانمها نبوده! هدف اصلی این بوده که زن و مرد در زندگی مشترک مسئولیتهایی دارند. اگر هر کس مسئولیت خودش را به نحو احسن انجام بده، زندگی خوبی خواهند داشت.

حالا نقش شیطان این وسط چیه؟ نقشش اینه که نزاره ما ها خوش باشیم. میاد نقش زن و مرد بودنو تغییر میده. میخواهد که زن احساس مردانه داشته باشه و مرد احساس زنانه! این توی خونشون نیست پس با هم به سرجنگ بلند میشند و شیطان این وسط سودشو میبره.

کسی نگفته زن کار نکنه! ولی مهمترین وظیفه زن اینه که محیطی آرامش بخش برای مردش فراهم کنه. تا مرد هم رغبت بیشتری برای کار کردن و پول درآوردن داشته باشه و هم بیشتر دلش بخواد برای خونه وقت بزاره.


 
← صفحه بعد