جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

مديتيشن دو قلب
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤  کلمات کلیدی:

اين مديتيشن مخصوص پرانيک هيلينگ است .

خواهش می کنم افراد با مشخصات زير اين مديتيشن را انجام ندهند .
1-  افراد زیر 18 سال
2- آنهائی که مشکلات قلبی، فشارخون، آب سیاه و ناراحتی شدید کلیه دارند
3- زنان حامله. انجام این مدیتیشن برای اشخاصی که ذکر شد میتواند اثرات مضر داشته باشد. افرادی که با شرایط بالا مطالبقت دارند و اصرار به انجام این مدیتیشن دارند، آن را با مسئولیت خود انجام دهند.

اصول اين مديتيشن

مدیتیشن روی قلبهای همزاد بر پایه این اصل میباشد که بعضی از چاکراهای اصلی برای مراحل یا افقهای مشخصی از آگاهی، نقطه های رودی یا درگاه هستند. برای بدست آوردن اشراق یا آگاهی کیهانی، فعالسازی چاکرای تاج به اندازه کافی ضروری است. ولی این وقتی قابل انجام است که چاکرای قلب به اندازه کافی فعال شده باشد. از این قرار روش قلبهای همزاد به چاکراهای قلب و تاج اشاره  دارد.

 

چاکرای قلب یک مرکز انرژِی در مقابل قفسه سینه انسان میباشد. چاکرای قلب همتای قلب فیزیکی میباشد که در بعد انرژِی میباشد. چاکرای قلب مرکز شفقت، خوشی، مهربانی، توجه، بخشش، و سایر احساسات پاک میباشد.

 

چاکرای قلب نسخه مطابق، یا دوقلوی چاکرای تاج میباشد. وقتی شما به چاکرای قلب بنگرید، میبینید که دوازده گلبرگ، مشابه با دوازده گلبرگی که هسته داخلی چاکرای تاج را تشکیل میدهند دارد. از جهت دیگر، چاکرای تاج، مرکز اشراق، یا عشق الهی، یا وحدت با همه میباشد. این چاکرا وقع در بالای سر انسان میباشد، و انرژی مغز وغدها را از آنجهت تامین میکند. وقتی چاکرای تاج به اندازه کافی فعال شده باشد، هسته داخلی متشکل از دوازده گلبرگ آن گشوده، باز و مانند یک فنجان طلایی، تاج طلایی، نیلوفر طلایی، یا گل طلایی به سمت بالا می آید تا انرژی روحانی را دریافت کند، که به سایر قسمتهای جسم توزیع میشود.

 

چاکرای تاج             چاکرای قلب

چاکرای تاج                                   چاکرای قلب   

 

وقتی چاکرای تاج بسیار فعال شده باشد، یک هاله دور سر تشکیل میشود. در حین مدیتیشن، چاکرای تاج به قدری سریع میچرخد که مانند یک شعله تابان نور در بالای سر شخص ظاهر میشود.

 

مدیتیشن قلبهای همزاد(دوقلو) برای اولین بار در کتاب استاد چوا کک سوئی به اسم  دانش و هنر باستانی شفابخشی پرانائی(1987) معرفی شد.

از آنجا که مدیتیشن یک وسیله قدرتمند در برقراری یک آرامش جهانی میباشد، استاد چوا اجازه داده تا این مدیتیشن، نسخه برداری، چاپ دوباره و دوباره تولید شود.

 

در حال انجام مدیتیشن روی قلبهای همزاد چه پیش می آید؟

 

وقتی یک شخص روی قلبهای دوقلو یا همزاد مدیتیشن کند، انرژی الهی به درون تمرین کننده جریان می یابد، و او را سرشار از نور، عشق و قدرت الهی میکند.

 

جستجوگران معنویت که این مدیتیشن را برای مدت نه چندان کمی تمرین کرده باشند ممکن است خود را محصور در نور خیره کننده، و بعضی وقتها کور کننده بیابند. همچنین، افراد تمرین کننده ممکن است وجد و خوشی الهی، و یک احساس وحدت با همه وجود را تجربه کنند. این یک تجربه معمول در بین یوگیهای پیشرفته و قدیسین همه ادیان بوده، و میتوان از این نظر برای اطمینان به متون مقدسشان مراجعه و أن را بررسی کرد.

 

این نور کور کننده، درخشان، و خیره کننده در یوگای معتقدین به تائو به عنوان "کی" بهشت، و یا در مراسم باستانی کابالای یهودی به عنوان ستون نور شناخته شده است. برای یوگی هندی و قدیسین، آنها نام آنتاخارانا یا پل روحانی نور را به آن اطلاق میکنند. مسیحیان به آن به عنوان نزول روح مقدس، که به صورت سمبل یک ستون از نور با یک قمری نزول کننده تصویر میشود. قمری سفید نشان دهنده نزول انرژی الهی میباشد. گسیل انرژی الهی باعث توسعه موقتی چاکراهای اصلی و هاله درونی رهرو میشود. ولی اگر این مدیتیشن به صورت روزانه برای مدت یک سال تمرین شود، این توسعه ممکن است دائمی شود.

 

فوائد این مدیتیشن

 

وقتی مردم این مدیتیشن را به صورت روزانه یا مرتب روی قلبهای همزاد تمرین کنند، چاکراها و هاله های اصلیشان بزرگتر شده، باعث میشود کالبدهای انرژیشان پویاتر و قویتر شوند. با داشتن چاکراها و هاله داخلی بزرگتر، آنها میتوانند شفادهندگان قدرتمندی شوند و میتوانند بیشتر ناراحتی های مزمن کوچک را به سرعت و تقریبا آنی شفا دهند. داشتن یک کالبد انرژی قدرتمند و پویا نه فقط قدرتهای شفابخشی فرد را افزایش میدهد، بلکه همچنین موثر بودن و سودمندی فرد را در کار می افزاید. مردمی که دارای شخصیتهای باجاذبه یا گیرایی روحانی هستند معمولا چاکراها و هاله های بزرگتر از مردم معمولی دارند، و آنها گرایش به داشتن تاثیر قویتری بر روی اکثر مردم دارند. از این گذشته، یک فرد که به صورت منظم مدیتیشن میکند بیشتر ازقبل دارای حس درک مستقیم است وهوشمندتر میشود. وقتی در مقابل یک مشکل قرار میگیرد، او دارای یک قدرت افزایش یافته خواهد بود تا بتواند مستقیما درون مشکل را ببیند و راه حلهای درست و مناسب را بیابد.

آنهائی که قصد دارند مدیتیشن روی قلبهای همزاد را به صورت منتظم تمرین کنند، هرچند، میبایست تهذیب نفس یا ساختن شخصیت را از درون انعکاس آن به صورت روزانه تمرین کنند تا مشخصه های مثبت آنها تقویت یا فعال شود.

 

مدیتیشن بر روی قلبهای همزاد یک شکل از خدمت به جهان میباشد. با برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز، شما جهان را با انرژیهای مثبت معنوی پر میکنید. دعاها میتوانند به موسسات، کشورهای بخصوصی، یا گروهی از ملتها معطوف شود. توانائی دعاها وقتی توسط گروهی از افراد انجام شود چندین برابر افزایش می یابد. راه دیگری برای برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز پخش رادیوئی روزانه در یک زمان مناسب میباشد به طوری که بعضی یا اکثر شنوندگان در فرایند مدیتیشن شرکت کنند. وقتی توسط شمار بزرگی از مردم تمرین شود، این مدیتیشن به صورت معجزه آسائی زمین را شفا میدهد؛ بدانوسیله آن را هماهنگ تر و پرآرامشتر میکند.

 

مراحل انجام اين مديتيشن

 

  1. تمرین پاکسازی. کالبد اثیری را با انجام تمرینات ساده فیزیکی به مدت تقریبا پنج تا ده دقیقه پاکسازی کنید. در حین تمرین، ماده سبک خاکستری، یا پرانای استفاده شده، از کالبد اثیری بیرون ریخته میشود. تمرینات فیزیکی همچنین احتمال ممکن تراکم پرانائی را کاهش میدهد، از آنجا که مدیتیشن مقدار زیادی انرژی سیال در بدن ایجاد میکند.
  1. طلب کردن برکات الهی. نیایش برای حمایت، کمک و راهنمائی شخص بسیار مهم میباشد. بدون نیایش، ممارست هر گونه تکنیک مدیتیشنی پیشترفته میتواند خطرناک باشد.
  1. فعال کردن چاکرای قلب. مرکز قفسه سینه (قسمت قلب)  خود را برای چند ثانیه توسط انگشتتان فشار دهید. سپس بر روی چاکرای قلب که در جلوی آنجاست تمرکز کنید و همه دنیا را با محبت و عشق خود برکت دهید. برکت دادن نمی بایست به صورت غیرفکری انجام شود. در هنگام برکت دادن به کل زمین، آن را به صورت یک توپ کوچک در مقابل خود تجسم کنید، که با یک نور صورتی متمایل به آبی پر میشود. مردم را در حال تبسم و سرشار از خوشی، ایمان، امید، و آرامش تجسم کنید. دشمنان را در حال آشتی کردن، آغوش گرفتن و بخشیدن یکدیگر هستند. شما همچنین میبایست شخصا خوشی، شادی، و آرامش را احساس، و سراسر وجودتان را از آنها پر کنید، درحالیکه به زمین برکت میدهید. دعاهای خیرتان(برکات) را به کودکان، بچه ها یا افراد متوجه نکنید چون آنها ممکن است توسط انرژی شدید تولید شده توسط این مدیتیشن سردرگم شوند.
  1. فعالسازی چاکرای تاج. بالای سرتان را برای چند ثانیه فشار دهید. سپس سیاره زمین را با عشق و محبت از طریق چاکرای تاج برکت دهید. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 فراخواندید احساس کنید. نور سفید تابانی را از چاکرای تاج خود تجسم کنید که همه زمین را برکت میدهد.
  1. برکت دادن توسط هردو چاکرای تاج و قلب. زمین را با نور طلائی به صورت همزمان توسط هردو چاکرای تاج و قلب برکت دهید. این کار هر دو چاکرا را تنظیم خواهد کرد و باعث میشود برکت بخشیدن ها قویتر شوند. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 و 4 فراخواندید احساس کنید.
  1. رسیدن به اشراق. برای رسیدن به اشراق ( توسعه آگاهی)، نقطه  نور سفید خیره کننده ای را در بالای سرتان تصور کنید و همزمان کلمه آ-ام یا آمین را به آهنگ تکرار کنید. درحالیکه تمرکز خود را بر نقطه نور نگاه میدارید، بر فاصله یا خلاء ( لحظه سکوت) میان آ-ام ها یا آمین ها تمرکز کنید. این عمل را برای مدت 10 تا 15 دقیقه انجام دهید. وقتی بتوانید به طور همزمان بر روی نقطه نور و فواصل میان آ-ام ها تمرکز کنید، شما انفجاری از نور را در درون خود تجربه خواهید کرد.
  1. آزاد کردن انرژی اضافی. بعد از مدیتیشن، بسیار مهم است که همه انرژی اضافی را با دعا و برکت زمین توسط دستهایتان، همراه با نور،  محبت، آرامش، و موفقیت برای چندین دقیقه تا وقتی که حس کنید بدنتان متعادل شده است آزاد کنید. اگر حس میکنید هنوز انباشه از انرژِی اضافه هستید به دعا و برکت بخشیدن ادامه دهید، در غیر اینصورت انرژی اضافی ممکن است باعث شود شما دچار سردرد و دردهای سینه شوید. درصورتی که انرژی بیش از اندازه در بدن اثیری وجود داشته باشد، بدن مادی ممکن است همچنین در دراز مدت رو به زوال بگذارد.

 
فعال سازي چاكرا‌ها
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤  کلمات کلیدی:

در هاله‌ انسان ساختار‌هايي تحت عنوان چاكرا (كانون انرژي) وجود دارد. اين مراكز مسؤول تبادل انرژي بين هاله‌ي انسان و هاله‌ي كيهان (ارسال و دريافت انرژي) و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله مي‌باشند. چـاكراهـا به دو نـوع اصلـي و فـرعي تـقسيم مي‌شوند، تعداد چاكراهاي اصلي هفت و فرعي بيست‌و‌يك مي‌باشد. چاكراها شبيه قيف هستند، انتهاي باريك چاكراهاي اصلي به سمت مغز يا نخاع و قسمت پهن آنها به سمت خارجي‌ترين لايه‌ي هاله قرار گرفته است.

     چاكراهاي اصلي در طول ستون فقرات تا مغز قرار گرفته‌اند و با شماره‌هاي يك تا هفت نام‌گذاري مي‌شوند. اين چاكراها به ترتيب شماره (از يك تا هفت) در انتهاي ستون فقرات، راستاي ناف، انتهاي جناغ سينه، راستاي قلب، گودي گردن، پيشاني و فرق سر قرار دارند. رنگ اين چاكراها به ترتيب (از يك تا هفت) قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است.

هريك از اين چاكراها با گروهي از عملكردهاي جسمي، رواني و روحي در ارتباط است. سالم، باز و فعال بودن هر چاكرا باعث مي‌شود عملكردهاي مربوطه نيز ايده‌آل باشد. براي فعال سازي چاكراها از تكنيك‌هاي مختلف جسمي و ذهني استفاده مي‌شود . در ادامه نمونه‌اي از تكنيك‌هاي ذهني آمده است.

اين تمرين را مي‌توان  با هر روشي انجام داد (خوابيده به پشت طوري كه دستها و بازوها در كنار بدن باشد و يا نشسته روي صندلي راحتي) انتخاب روش به شما بستگيدارد كه با كداميك راحت‌تر باشيد

بعد از اينكه نشسته يا خوابيديد يك نفس عميق از راه بيني بكشيد (دم عميق)، آنرا حبس كنيد، سپس آرام از طريق دهان بيرون بدهيد (بازدم عميق)، چند ثانيه به ريه استراحت بدهيد. (اين كار را سه مرتبه تكرار كنيد)

حالا چشمان خود را ببنديد، تصور كنيد كه مي‌خواهيد براي قدم زدن به جنگل برويد ، دري مقابل ديده‌گان شما قرار دارد، جلو برويد و در را باز كنيد و به بيرون قدم بگذاريد . راهي باريك و روشن كه از ميان درختان مي‌گذرد به چشم مي‌خورد ، شما در اين راه قدم بگذاريد و جلو برويد

شما در پايين جاده در سمت راست درختان بلندي را مي‌بينيد ، در اين ميان درخشندگي سيب‌هاي قرمز توجه شما را جلب مي‌كند، از ميان سيب‌هاي بي‌شمار  سيبي قرمز را انتخاب كنيد. سيب را در دست داريد و جريان رنگ قرمز را در خود احساس مي‌كنيد . اين سيب قرمز اولين چاكراي شما را ( چاكراي ريشه ) شارژ مي‌سازد .مي‌توانيد سيب قرمز را بخوريد

به راه رفتن ادامه دهيد، در حالي كه آگاهي كامل بر قدم زدن داريد . شما تا نزديكي گلهاي نارنجي زيبايي كه همه يك اندازه و يك شكلند پيش مي‌رويد. دسته گلي را از اين گلهاي نارنجي انتخاب كنيد و جريان ملايم رنگ نارنجي را در خود حس كنيد . رنگ گلهاي نارنجي دومين چاكراي شما را ( چاكراي خاجي ) شارژ مي‌سازد. شما مي‌توانيد اين دسته گل نارنجي زيبا را براي خودتان داشته باشيد .

جلوتر برويد تا به كنار پرنده‌هاي زرد خوش رنگ، خوش آواز و زيبا برسيد. دست خود را آرام روي بالهاي يك پرنده بكشيد و به آوازش گوش دهيد . جريان رنگ زرد پرنده را كاملاً در خود احساس كنيد. چاكراي سوم شما ( شبكه‌ي خورشيدي ) بوسيله‌ي رنگ زرد پرهاي زيباي پرنده شارژ مي‌شود. شما سبك پريدن پرنده زرد را مشاهده مي‌كنيد تا پرنده محو شود. و هميشه شيريني آواز پرنده‌اي زرد را به خاطر خواهيد داشت.

به آرامي به سمت راست برويد. چمن زار سر‌سبز و وسيعي را در مقابل خود ببينيد و روي فرش سبزي از علف‌ها بنشينيد . دست خود را در علفهاي سبز فرو ببريد و آنرا لمس كنيد و اين جريان رنگ سبز را احساس كنيد. اين رنگ سبز علفها چاكراي چهارم شما را ( چاكراي قلب ) شارژ مي‌كند. شما مي‌توانيد از تازگي علفها لذت ببريد .

كمي جلوتر در نزديكي شما صداي آبشاري به گوش مي‌رسد، به راه خود ادامه دهيد تا آبشار را مشاهده كنيد و از پايين آمدن قطرات آب شاداب شويد. در درياچه‌ي پايين آبشار، رنگ آبي آب را ببينيد. دستهاي خود را به آرامي در سردي و خنكاي آبي آب فرو ببريد و جريان اين رنگ آبي را با تمام وجود حس كنيد. اين رنگ آبي آب پنجمين چاكراي شما را ( چاكراي گلو ) شارژ مي‌سازد. مقداري از اين آب بنوشيد و لذت ببريد .

به راه خود ادامه دهيد و حركت و جنبش پروانه‌اي نيلي رنگ را ببينيد . با انگشت آنرا لمس كنيد . از نوسان و جريان اين رنگ نيلي آگاه باشيد و آنرا حس كنيد. پروانه نيلي رنگ كه روي انگشتان شما نشسته چاكراي ششم شما را ( چشم سوم ) شارژ مي‌سازد. بعد پريدن آرام و محو شدن پروانه را مي بينيد .

به آخر راه كه رسيديد دره‌ي عميقي پوشيده با گلهاي بنفشه را مشاهده مي‌كنيد . دسته‌اي از گلها را انتخاب كنيد . جريان رنگ بنفش گلهاي بنفشه را حس كنيد و اجازه دهيد تا چاكراي هفتم شما را ( چاكراي تاج ) شارژ سازد.

به آرامي به عقب برگرديد و رقص رنگين كماني را در پهنه‌ي آسمان مشاهده كنيد. شما نيز داراي يك رنگين كمان هستيد، كه در روشنايي، خوشي، خنده و آشتي با عشق آنرا در هاله‌ي خود داريد. جريان تمامي رنگهاي رنگين كمان را ( بنفش، نيلي، آبي، سبز، زرد، نارنجي و قرمز ) در خود احساس كنيد و سرشار از اين رنگ‌ها باشيد.

در پايان اين سفر رويايي ، رنگين كمان كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود، برگرديد و پشت در بايستيد، در را بازكنيد و به داخل قدم بگذاريد. حال داخل اتاق هستيد، چشمان خود را باز كنيد.

هر زمان كه شما بخواهيد و اراده كنيد مي‌توانيد اين سفر را به ياد بياوريد و تكرار كنيد.


 
تاريخچه ريکی
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤  کلمات کلیدی:

اگر خواهان شفاي جسم هستيد بايد نخست ذهن را شفا بخشيد.  

همواره در طول تاريخ، شيوه هاي معيني براي انتقال انرژي جهاني وجود داشته است. در هزاران سال پيش تبتي ها درك عميقي از اين شيوه ها داشتند و از اين علم براي شفاي بدن و هماهنگي و هدايت روحشان استفاده مي كردند؛ بعدها اين علم در هند، ژاپن، مصر، يونان و روم گسترش يافت.

البته اين روش ها فقط در دسترس تعداد كمي از علماي روحاني و راهبران معنوي قرار مي گرفت. آن ها هم دانسته هايشان را به شاگردان خود منتقل مي كردند.

بشر پس از پژوهشهاي فراوان، با شكلهاي متفاوتي از اين علم دروني رو به رو شد. اما تعبير درستي ازآن نداشت تا اين كه در اواخر قرن نوزدهم دكتر ميكائو اوسويي با مطالعه «سوتراهاي بودايي» به زبان سانسكريت به اين راز دست يافت. بدين ترتيب كه روزي يكي از شاگردان اوسويي از او پرسيد: « آيا به كتاب مقدس اعتقاد داريد؟» او جواب داد: « بله اعتقاد دارم» شاگرد گفت: « پس معجزه عيسي مسيح را تكرار كنيد زيرا خود عيسي مسيح مي گويد: همه شما نيز مانند من قادر به شفا خواهيد بود.» از آنجا كه دكتر اوسويي قادر به اين كار نبود فورا از شغلش كه مديريت يك مدرسه پسرانه مسيحي در توكيو بود استعفا كرد و تصميم گرفت به كشورهاي مسيحي غربي سفر كند و معجزات عيسي مسيح را فرا گيرد و اثبات عيني اعتقادات خود را ارائه دهد.

ولي پس از تحقيق عميق در اين رابطه بر او مسلم شد كه قادر به يادگيري اين معجزات نيست. از اين رو به تحقيق آثار مذاهب بزرگ مشغول شد و فهميد بودا و پيروانش درمانهايي را از قديم انجام مي دهند. پس از هفت سال از امريكا به كيوتو برگشت تا در زمينه «سوتراهاي بودايي» مطالعه كند. او به معابد و صومعه هاي زيادي رفت و با راهبان زيادي در رابطه با درمان صحبت كرد همه آنها اين درمانها را قبول داشتند ولي اعتقاد بر اين بود كه در باب درمان، سكوت شده و از اين علم فقط در سلامت روح استفاده مي شود.

اوسويي سال هاي زيادي را به دعوت راهب بزرگ در صومعه او زندگي كرد و شروع به مطالعه آثار به زبان ژاپني كرد و سپس براي اينكه بتواند آثار را به زبان اصلي (چيني) مطالعه كند زبان چيني را فرا گرفت و شروع به خواندن سوتراهاي بودايي نمود. ولي به هيچ چيز دست نيافت. چون اين علم از هند آغاز شده بود، شروع به آموختن زبان سانسكريت كرد و در اين زبان به مقام استادي رسيد و در اين زمان آن چيزي را كه مي خواست يافت. حال رموز درمان متعلق به او بود ولي نمي دانست چگونه از آنها استفاده كند از اين رو تصميم گرفت براي سه هفته به كوهي كه در چند مايلي كيوتو بود برود و از راهب بزرگ خواست اگر تا بعد از 21 روز بازنگشت روز بيست و دوم راهبان را براي جمع آوري استخوانهايش به كوه بفرستد.

او در كوه شروع به مراقبه كرد و روزه 21 روزه خود را كه فقط بايد آب مي نوشيد آغاز كرد و براي اينكه روزها را دنبال كند 21 سنگ در كنار خود گذاشت و با رسيدن هر شب يك سنگ را از خود دور مي كرد تا اينكه فقط يك سنگ باقي ماند. در آخرين روز در تاريكي براي ديدن طلوع خورشيد نشست و چشم به آسمان دوخت آنگاه از دور نور غريبي را در آسمان ديد. نور، روشن و روشن تر مي شد و به سرعت به سوي او مي آمد، اول از فكر اصابت نور با خودش به فكر گريختن افتاد ولي بعد بي حركت ايستاد و تصميم گرفت اين تجربه را امتحان كند. نور، با سرعت با پيشاني او اصابت كرد و او بيهوش شد ولي متوجه رنگهاي زيبايي به رنگهاي رنگين كمان، نور سفيدي كه همواره آنها را دنبال مي كرد شد و سپس حبابهايي را ديد كه در ميان آنها نمادهاي ريكي بودند و هر كدام كه درمقابل ديدگانش قرار مي گرفتند دستورالعمل استفاده از آنها داده مي شد و از اين طريق دكتر اوسويي معناي نمادها و طريقه استفاده از آنها را آموخت.

حال مي دانست آنچه كه به دنبالش بوده،‌ «انرژي حياتي كيهاني»‌ است و آن را « ريكي » ناميد و بدين ترتيب سيستم اوسويي براي درمان طبيعي شكل گرفت.

او هنگام پايين آمدن از كوه پايش به سنگي برخورد كرد و آسيب ديد، اما با استفاده از نماد لازم پايش را در دست گرفت و بعد از دقايقي تمام ناراحتي او رفع شد. در پايين كوه در رستوران كوچكي تقاضاي صبحانه كرد. در مدت توقف در رستوران كوچك متوجه دختر صاحب رستوران شد كه از درد دندان مي ناليد، دستش را روي صورت دختر گذاشت و درد او را هم آرام كرد. اين اولين تجربه هاي درمانگري ريكي براي دكتر اوسويي بود. او بعدها به محلات فقيرنشين رفت و به معالجه دردمندان و بيماران پرداخت و تعدادي از آن جوانان فقير را به صومعه نزد راهبان فرستاد تا مهارتهايي را بياموزند و روزي خود را به دست آورند.

پس از سالها در كنار خود چهره هاي آشنايي ديد و پس از پرس و جو فهميد آنها جواناني هستند كه به صومعه فرستاده ولي آنها معتقد بودند كه به دست آوردن روزي از طريق كار بسيار دشوارتر از گدايي است و همين باعث شد كه دكتر اوسويي متوجه شود كه جسم فيزيكي فقيران را درمان كرده اما به سلامت روحي آنها توجهي نكرده است و درست در همين زمان 5 اصل روحي ريكي را چنين عنوان كرد:

فقط امروز نگران نباش.
فقط امروز خشمگين نباش.
فقط امروز عشق و احترام را به هر موجود زنده ابراز كن.
والدين و معلمان و بزرگانت را محترم بشمار.

معاشت را شرافتمندانه تامين كن و سپاست را ابراز كن.

و سپس تصميم گرفت بعد از اين هرگز به كسي كه قدر شناس نيست ريكي ندهد.

سپس سفرهاي خود را در سراسر ژاپن آغاز كرد و ريكي را به ديگران آموخت و دانشجويان زيادي پيدا كرد. اواسط سال 1920 ميلادي، دكتر «‌چيروها ياشي» 47 ساله تحت تعليم دكتر اوسويي به مقام استادي رسيد و بعد از وفات دكتر اوسويي به آموزش و درمان در كلينيك خود در توكيو پرداخت. در همان زمان خانمي به نام «هاوايوتاكاتا» براي خلاصي از امراض خود به كلينيك او مراجعه كرد و پس از بهبود دستيار دكتر هاياشي شد، و بعد به كمك دكترهاياشي، كلينيكي در هانولولو برپا كرد. او در طي سالها درمان، به 22 استاد ريكي تعليم داد و در سال 1980 ميلادي چشم از جهان فروبست و پس از آن ريكي گسترش يافت و روز به روز بر شاگردان و استادان آن افزوده شد.


 
ريكي ، مكمل معالجات پزشكي
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤  کلمات کلیدی:

ريكي يك كلمه ژاپني به معناي انرژي حياتي ماورا جهان هستي است . ( جهاني = REI – انرژي حياتي = Ki )

ريكي، تكنيك يا يك روش و يا يك عمل نيست. ريكي فقط وجود دارد، معلم ريكي به دانشجو قدرتي مي دهد، كه انرژي بتواند در طي چهار مرحله تشرف، از بدن او جريان يابد. در اين مراحل، مراكز داخلي خاصي در بدن دانشجو باز مي گردد تا اينكه انرژي بتواند به راحتي و به طور صحيح منتقل شود و بعد از مراسم معارفه، معمولا جرياني در دستان به صورت گرما يا . . . كه هر فردي خودش بايد احساس كند به وجود مي آيد. سپس دستور العمل استفاده از اين انرژي داده مي شود.

فوايد ريكي:

ريكي در تمام سطوح درماني يعني فيزيكي، ذهني، احساسي، روحي و . . . عمل مي كند.
هر كسي مي تواند ريكي را بياموزد زيرا همه به گونه اي ناقل انرژي هستند ولي به علت استفاده نكردن از اين حس كانالهاي انتقال بسته مي شود، و بعد از اينكه به وسيله استاد ريكي مراسم تشرف انجام شود اين كانالها باز مي شوند و هرگز بسته نخواهند شد. بدين ترتيب قادر خواهيد بود به وسيله انرژي ، خودتان، ديگران و يا حيوانات را مداوا كنيد، البته هرگز ريكي جايگزين معالجات پزشكي نمي شود ولي مي تواند آن را تكميل نمايد.
ريكي با استفاده از تعادل انرژي در بدن باعث درمان مي شود. در نهايت ريكي يك حيات و زندگي جديد براي شماست.
اگر خواهان شفاي جسم هستيد، بايد نخست ذهن را شفا بخشيد. 
مطمئنا بارها و بارها قسمتي از بدنتان دچار درد شديدي شده و بي اختيار دست خود را روي آن ناحيه گذاشته ايد و قلبا احساس آرامش كرده ايد. حال مي خواهم برايتان بگويم كه قلب شما درست احساس كرده. شما با اين عمل مقداري شفا به آن ناحيه رسانده ايد. در واقع مي توانم بگويم اين كار يك تكنيك يا ابتكاري نوين نيست. اين روش، ريشه در سنتي كهن دارد و انسانها در قرنهاي متمادي با آن زيسته اند و آن را در كنار حواس ديگر داشته اند. متاسفانه با گذشت سالها و پيشرفت علم و تكنولوژي و ما حصل تمدن، كانالهاي انتقال انرژي شفا بخش مسدود و در نتيجه شما ارتباط خود را با انرژي كيهاني از دست داده ايد. در حالي كه اين ارتباط مي تواند مكملي براي ساير روش هاي درماني باشد. خوشبختانه كشف ريكي توسط دكتر ميكائوا وسوئي در اواخر قرن نوزدهم و تعليم استاداني براي شفاي طبيعي، راهي براي استفاده از انرژي شفا بخشي كه به طور طبيعي در هستي موجود است گشوده شده. در واقع درمانگر در ريكي كانالي براي انتقال اين انرژي محسوب مي شود تنها چيزي كه شما براي انتقال انرژي ( ريكي ) نياز داريد كاناليزه شدن توسط يك استاد ريكي است و جالب اينجاست كه وقتي يك بار روند در مورد شما انجام شود اين انرژي تا پايان عمرتان با شماست و شما مي توانيد از اين موهبت الهي استفاده كنيد ولي فراموش نكنيد كه انرژي را درست و بجا براي شفا و ارتباط نزديك و غيابي به كار بريد و آنچه مسلم است اين است كه ريكي نيازي به باور شما ندارد. ريكي فقط وجود دارد و خود به خود عمل مي كند و تاثير عميقي بر شما و ديگران دارد. همراه با استفاده از ريكي، احساسات برتر يا الگوهايي كه فرد را سالم و سرحال و آگاه از اصول آن مي سازد نيز اهميت دارد و آنها عبارات زير هستند:
فقط امروز نگران مباش.
فقط امروز خشمگين مشو.
فقط امروز عشق و احترام را به هر موجود زنده ابراز كن.
والدين ، معلمان و بزرگانت را محترم بشمار.
معاشت را شرافتمندانه تامين كن و سپاست را ابراز كن.

تاثيرات ريكي بر شما:

ريكي از قدرت طبيعي شفاي بدن، توسط خود حمايت مي كند.
ريكي تعادل روحي و تندرستي ذهني را برقرار مي كند.
ريكي بدن و روح را حيات مي بخشد.
ريكي در تمام سطوح ذهن، روح، بدن و عواطف عمل مي كند.
ريكي انرژي بدن را تعادل مي بخشد.
ريكي انرژي مسدود شده را رها مي سازد.
ريكي سموم بدن را پاك مي كند.
ريكي خود را بر اساس نيازهاي گيرنده تنظيم مي كند.
ريكي بر حيوانات، گياهان و تمامي موجودات زنده اثر مي كند.
ريكي هيچ گونه ضرري براي هيچ كس ندارد.
ريكي باعث رفع استرس و ايجاد آرامش درون مي شود.
ريكي جايگزين معالجات پزشكي نيست ولي مي تواند مكمل آن باشد و بهبود فوري را براي شما به ارمغان بياورد.
ريكي شيوه شفاي مطبوع و جامعي است و در نهايت با شناخت و جريان ريكي، دنيا و حيات جديدي را تجربه خواهيد كرد. سادگي مويد حقيقت ريكي است.

ماهنامه موفقيت


 
ريکی
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/۱۳  کلمات کلیدی:

جملاتی که فکر کردن به آنها و تکرارشان، در کنار ريکی زندگی شما را دگرگون می کنند:

 

    اصول ريکی پايه و قلب ريکی هستند. حتی اگر فقط می خواهيد از من انرژی بگيريد، بايد تعهد کنيد در مدت دريافت انرژی هر روز صبح و عصر برای لحظاتی آرام بگيريد و اصول ريکی را هم به زبانم بياوريد و هم در قلب خود بگوييد. کسانی که همسو می شوند هم بايد اين کار را هميشه انجام دهند. نگرانی، خشم، بی ادبی و امثال آن انرژی شما را هدر می دهد و اتصال به منبع انرژی را دشوار می کند. باور کنيد که يک منبع انرژی بينهايت وجود دارد! باور کنيد که خدا هست، به اسلام (يا دين ديگری که داريد) ايمان بياريد و ديگه نيازی به نگرانی و خشمی که انرژيش صرف کاری نمی شه نداريد. اون موقع خود به خود صادقانه کار خواهيد کرد. شفای شما و پيشرفت شما در اين باورهاست و ريکی يک کمک بزرگه.

 

    تاريخچه: اين اصول رو امپراتور Meiji بنيان گذشته و جزئی از سنت بوديسم به شمار می ره که اوسويی هم اون رو جزء ريکی قرار داده. پايان تاريخچه!

 

    فقط برای امروز؟

    خوب ما فقط همين امروزو داريم ديگه! همين ساعت رو، همين لحظه رو! اگر بتونيم اصول رو برای اين لحظه رعايت کنيم، يک ساعت هم می تونيم. يک روز هم می تونيم. اگه فردا هم زنده بوديم، فردا ديگه اون موقع امروز شده پس از الان نگرانش نباشيد! نمی گم برای آينده برنامه ريزی نکنيد، ولی نگذاريد اون برنامه ريزی و انتظارات مشخص و ثابتتون باعث بشه شما نتونيد يه چيز بهتر رو بپذيريدا! راستی هميشه آماده اين باشيد که اون چيز بهتره يه لباسی تنش کنه که اول نشناسينش پس اگه ديدين يه چيزی پيش اومد که اون چيز خوبه که می خواستين نبود، يه احتمال بدين که يه چيز بهتر با يه لباس مبدل جلوتون وايساده باشه و به استقبالش برين.

 

    "فقط برای امروز" قدرتيه که شکست ناپذيرتون می کنه! (سيگار رو با هر عادتی جايگزين کنيد) می تونی 5 دقيقه سيگار نکشی؟ چه عالی! شايد برای يه 5 دقيقه ديگه هم بتونی؟ آفرين! حالا اگه به هر دليل بعد از چند تا 5 دقيقه سيگار کشيدی، به همه 5 دقيقه هايی فکر کن که تونستی سيگار نکشی و به خودت آفرين بگو! حالا آماده ای که بری واسه 5 دقيقه بعدی! از فدرت "فقط امروز" استفاده کن! فقط امروز صبح و عصر اصول ريکی رو با خودت تکرار کن!

  خشمگين مشو؟

    يادت باشه اين حالت ايده آل قضيه است! وقتی عصبانی شدی، قبل هر چيز يک لحظه صبر کن و اگه دوست داری با عشق عصبانيتت رو حس کن و خوشحال باش از اينکه عصبانی هستی و با همه وجودت حسش کن! ضربان قلبت، رنگ پوستت، .... حالا از خودت بپرس عزيزم از چی ترسيدی؟ چه انتظاری داشتی که نشد و باعث شد عصبانی بشی؟ چه تغييری تو انتظاراتت لازمه تا کمتر عصبانی بشی؟

 

    اين قدرت رو کسب کن که عصبانيتت رو عقب بندازی! مثل يه بازی! مثلا الان هوس کردی حسابی عصبانی بشی، اما يه دفعه می گی باشه واسه فردا! يا يه ساعت ديگه! مثلا پيش خودت می گی الان دلم می خواد خيلی از دست اين يارو عصبانی بشم ولی واسه بازی يا واسه اينکه قدرتم رو به خودم نشون بدم، می اندازمش عقب، فردا اين موقع از دستش عصبانی می شم! حتی اگه سخته 10 دقيقه ديگه... اما اونقدر فرصت برای خودتون در نظر بگيريد که يه لحظه خودتون رو جای اون فرد، دستگاه، حييوون،.. بگذاريد و ببينيد که به نظر شما قصد اون از کاری که کرده چی بوده؟ می تونی از چشم اون به قضيه نگاه کنی؟ واقعا فکر می کنی ماشين جلويی توی ترافيک امروز فقط برای اين از خونه بيرون اومده بود که کاری کنه تو يه بار ديگه هم پشت چراغ قرمز بمونی؟ آدمايی که جلوی شما تو صف وايسادن هم اونقدر بی کار بودن که اومدن...

 

    اما با دقت به کانجی (حروف ژاپنی) اين عبارت ممکنه به جای فعل لازم، فعل متعدی (اگه ادبيات رو فراموش کرديد، متعدی از اونايی بود که مفعول هم می خواستن) بوده باشه! يعنی منظور اين بوده باشه که ديگران رو عصبانی نکن! پس سعی نکنيد ديگران رو هم عصبانی کنيد يا بهتر بگم سعی کنيد ديگران رو هم عصبانی نکنيد!

 

    بله عصبانيت می تونه لازم و حتی خوب باشه! می تونه انرژی به شما بده که جون کسی رو نجات بديد، می تونه به شما انرژی بده که فردی رو که داره حيوونی رو آزار می ده يا زمينمون رو آلوده می کنه کنار بزنين، می تونيد خيلی کارهای خوب بکنيد ولی خودتون تشخيص می ديد که کی عصبانيت به شما انرژی مفيد می ده و کی داره برعکس انرژيتون رو هدر می ده، نه؟ بودا می گه عصبانی شدن از کسی برای تنبيه اون مثل اينه که يه تيکه زغال داغ رو با دستتون برداريد با اين هدف که به اون پرتش کنيد، حداقلش اينه که دست خودتون بيشتر می سوزه!

نگران مشو؟

    اينم يک حالت ايده آله نه يک وظيفه به اين معنی که اگه نگران شدی واسه يه لحظه، گناه کردی! بيشتر مطالب بالا اينجا هم کاربرد داره.

 

    وقتی نگران شدی، سريع سريع سريع يه لحظه فکر کن ببين نگران چی هستی... اگه خيلی کلی بود ريز ريزش کن و به تک تک اجزا فکر کن.. کاری می تونی بکنی که نگرانی ات کمتر بشه يا رفع بشه؟ اگه می شه بدو انجام بده، اگرم نمی شه که نگرانی فايده نداره!

 

    نگرانی يعنی تمرکز بر جنبه های منفی قضيه مگه نه؟ پس نمی ذاره رو مثبتها متمرکز بشی، نمی ذاره بهترين راهها رو ببينی و شما رو از لحظه حال جدا می کنه. يه ضرب المثل سوئدی هست که می گه: "نگرانی به يک نقطه کوچيک يه سايه بزرگ می ده!"

 

    اگرچه در اينجا کسی نگفته که اين فعل هم می تونسته متعدی باشه، بد نيست که سعی کنيم کسی رو نگران نکنيم، بذاريم اوانايی که دوسمون دارن بدونن کجاييم، چی کار می کنيم و چه احساسی داريم.

سپاسگزار باش؟

    سپاسگزاری شامل احترام، افتخار، پذيرش، حق شناسی، ستايش و همون تشکر ساده خودمونه و می تونه به احساس مسووليت يا احساس نياز به شادی و جشن هم تبديل بشه. اين سپاس و احساس مسؤوليت شامل خدا، پدر و مادر، استادها، پيامبران، امامان و اولياء الهی، زمين، خورشيد، غذا، نان، اقيانوسها و رودخانه ها و موجودات زنده شان، منابع طبيعی، تنوع زيستی، جنگلها، اون کرم خاکی که خاک رو سلامت نگه می داره، اون درخته که به شما اکسيژن و انرژی می ده، اون هوايی که تنفسش می کنی... هم می شه! می دونيد اين يعنی چی؟ يعنی بدونی که چه کوچيکی... هر چه داری حاصل فرد يا چيز ديگه ايه و چه بزرگی! که مسؤول نگهداری از اين کره زمين و محيط زيستتی!

 

    اگه برات سخت بود، سعی کن به 5 تا خصوصيت خوب همسرت، پدرت، مادرت، دخترت، پسرت، دوستت... فکر کنی. به 3 تا کار که برات کردن. به 2 تا موقعيت فکر کن که يه دفعه فرشته ها برات معجزه کردن.. خيلی خوش شانسی آوردی... اتفاقايی که افتادن تا تو رو به جايی بکشن يا درسی بهت بدن... برا همشون سپاسگزار باش.

 

    شکرگزاری فقط برای اون چيزايی که اسمشونو تو ستون خوبها نوشتی نيست، اون چيزايی که بد می دونيشون هم بهترينهان برای تو. اون بيماريهای سخت، اون رابطه هايی که قطع شد، مردن اون فرد، از دست دادن اون کار، همه به تو فرصت رشد داده و موقعيتهای بهتر و بيشتر. وقتی يه در رو به روت بستن، شايد لازم باشه پاشی اطراف رو نگاه کنی ببينی چه دری رو برات باز کردن! البته انتخاب با خودته می تونی هم همونجا بشينی.. "چه کسی پنير منو جا به حا کرده" رو بخونيد حتماً؛ همينطور کتاب "آخرين راز شاد زيستن" نوشته اندرو متيوس رو.

 

    گريه می کردم که چرا کفش ندارم... تا وقتی که ديدم يه نفر پا نداشت و مشغول کارش بود...

سخت کار کن؟

    با صدافت کار کن، در کارت صداقت داشته باش... ياد ويلٌ للمطففين افتادی؟ خوب فقط هم اون نيست، تو هر کاری که می کنی بهترين باش. صادقانه و عاشقانه کار کن. اگه بهترين ظرف شوی رستوران باشی، مطمئن باش اگه بخوای موقعيتهای پيشرفتت سريع برات فراهم می شه اما اگه بگی موقعی خوب کار می کنم که کارم مديريت رستوران باشه، خوب شايد همون کار ظرف شستن رو هم از دست بدی. ببين بيا يه کاری کن يا بيخيال کاری که داری بشو و برو دنبال کاری که می دونی دوسش داری و از پسش بر می يای يا اون کاری که داری رو با عشق و صداقت انجام بده (اين شامل خانه دارها هم می شه ها!) پس منظور ريکی اين بود؟ نه فقط اين، اگه اومدی سراغ ريکی سخت روی خودت کار کن، به خودت انرژی بده هر روز، اين اصول ريکی رو هر روز تکرار کن! سخت کار کن يعنی بهترينی باش که می تونی! تو ياد گرفتن، تو کار کردن، تو پيشرفت کردن بهترينی باش که می تونی. تقلب نکن! سر کسی کلاه نذار، نه سر مديرت و نه مشتريهات و نه سر خودت.

 

    مارتين لوتر کينگ می گه: اگه به کسی گفتند که رفتگر خيابون باشه، بايد طوری خيابونها رو جارو کنه که ميکلانژلو نقاشی می کرد يا بتهون آهنگ می ساخت يا شکسپير شعر می گفت. بايد اونقدر خوب حارو بزنه که ميزبانان آسمان و زمين توقف کنند تا بگويند اينجا رفتگر بزرگی زندگی می کرد که کار خود را به خوبی انجام می داد.

با همه موجودات مهربان باش؟

    يعنی با همه مهربون باشيم؟ وقتی دکتر اوسويی اين رو می گفت، منظورش فقط آدمها نبود! با همه مهربان باش: انسانها، حيوانات، فرشته ها، درختها، سنگها، ابرها،... نگفت با بعضی از موجودات، مثلا زردپوستها، سفيدپوستها، بنفش پوستها يا سنگهای سبز، گفت همه موجودات و اين شامل خودت هم می شه!

 

    Og Mandino می گه از امروز با هرکی رو به رو شدی فرض کن قراره امشب نيمه شب بميره، همه مهربانی و توجه و درکتون رو در اختيارشون بگذار و اين کار را بدون هيچگونه چشمداشتی انجام بده. اونوقت زندگی شما ديگه هيچ وقت اين شکل نخواهد بود!

منبع: همسفر