جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

خود سازی شخصیت 2
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی: خود سازی شخصیت ، حسادت ، حقارت

سلام

امروز میخواهم درباره عقده حقارت و حسادت برای شما بگم.

شما آدم حسدودی هستید؟ همسر شما چی؟ فرزند شما؟ دوست شما؟
جوابها آره یا نه هست؟ خوب جواب تمام اینها اینه آره همه هستند ولی یکی کمتر و یکی بیشتر. این حسادت چطور خودشو نشون میده با یک مثال براتون میگم. همسایه روبرویی یک بنز خریده و شما خیلی از این ماشین خوشتون میاد، شما هم دوست دارید همچنین ماشینی داشته باشید تا اینجا خیلی خوبه، ولی توی دلتون میگید من که نمیتونم اصلا پولشو از کجا آورده اینجا تبدیل به حسادت میشه و پیش داوری میکنید و میگید حتما دزدی کرده یا سر کسی رو کلاه گذاشته آدم با پول حلال که نمیتونه همچین ماشینی رو بخره اینجا حس حسادت شما تبدیل به حس حقارت میشه یعنی خودتوت را در مقابل طرف حقیر و کوچک میبینید حالا برای اینکه بخودتون دلداری بدید طرف را متهم میکنید. و این ایده را به بقیه هم منتقل میکنید.

یک مثال دیگه میزنم در محل کار شما از فردی خوشتون میاد و دوست دارید با اون رابطه دوستانه داشته باشید ولی یکی از همکارها از شما به او نزدیکتره. شما به این نزدیکی حسادت میکنید و وقتی خودتون را  در مقابل فرد سوم کوچیک میبینید و ضعیف میخواهید به هر روشی که شده اونو از میدان خارج کنید. بهش تهمت میزنید توی جمع ضایعش میکنید و...

داستان مادر شوهر ها

یکی از مشکلاتی که اغلب خانمها با اون در جنگ هستند. حس مادر شوهر ها به عروسهاست. البته همه مادر شوهرها اینطور نیستند ولی خوب درصدی بالایی این حسادت را نسبت به عروس خود دارند. علت این حسادت خیلی زیاده ولی شایع ترین اون اینه که همیشه مادر یا پدر به جنس مخالف کشش داره و خوشش میاد یعنی مادر به داماد و پدر شوهر به عروس همیشه تضادها بین پدر و داماد و مادر و عروش هست. خوب بگذریم مادر ٢۵-٣٠ سال پسر خودشو بزرگ کرده، پرورش داده با مریضیهاش سر کرده، شبها تا دم صبح بیدار بوده، پسر دیر اومده خون جگر خورده و پسر؟ اونو فقط در حد مادرش دوست داره حالا فرد سومی وسط میاد بنام زن یا همون عروس. مادر میبینه که من به پسرم میگفتم منو میبری فلان جا برات فلان چیز رو بخرم پسره ناز میکرده حالا عروسه میگه بلند شو بریم اون ور شهر برام فلان جوراب را بخر پسره اومده خونه مامانش که مامانش رو ببینه بدون جون و چرا بلند میشه میگه بریم بخریم.
خوب هر کی باشه حسادت میکنه. ولی بعضی مادر ها خودشون را ضعیف میبینند و از این مسئله ساکی میشن و شروع میکنند به گیر دادن. خوب این همون عقده حقارته.

اگر میبینید کسی به شما گیر الکی میده و وقتی با چند نفر مشورت کردید و دیدید نظر شما صحیح است. دیگه از دست طرف ناراحت نشید. بلکه به خود ببالید چون شما از اون برترید. حداقل طرف مقابل این حس رو داره.

و شما هم هیچ وقت زیر آب کسی دیگه رو نزنید چون این عقده حقارت شماست و شما اعلام میکنید که من ضعیف هستم و حقیر. و اگر کسی بیش شما داشت زیر آب کسی دیگه رو میزد بدونید این فرد خیلی ضعیفه میدونید چرا چون خودشو اصلا قادر به مقابله با فرد ثانی نمیبیه که حتی بخواد بهش گیر بده! پس شما چه نتیجه ای خواهید گرفت؟


 
خود سازی شخصیت
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی: پیش داوری ، خود سازی شخصیت

سلام

امروز میخواهم درباره یکی از روشهای تکامل شخصیتی برای شما بگم.
شما بهتر میدونید عرفان و طریق سلوک با تکامل شخصیت انسان شروع میشه و وقتی این شخصیت به بلوغ خودش رسید شما میتوانید مراحل عرفان را درک کنید.

یکی از مهمترین نواقصی که در همه انسانها است و باعث میشه آدمها بجای روند رو به رشد برعکس عمل کنند. مسئله پیش داوری است.

خدواند عادل است و این خصلت را در تمام انسانها قرار داده ولیکن هیچ خصلتی از خدا در انسان شکوفا نمیشه مگر اینکه ما خود بخواهیم. خواستن ما فقط به گفتن نیست بلکه بعمل کردن ماست.

خوب حالا شاید بگوید من آدمی نیستم که پیش داوری کنم. مثال میزنم شما خودتون بگید میکنید یا نه؟

رضا به حسن میگه نادر سر من کلاه گذاشته پوا منو خورده؟
به نظر شما نادر آدم کلاه برداریه؟ یا رضا آدم دروغگوییه؟

بنظر من......... من نظری ندارم. چون هم رضا رو میشناسم که آدم دروغگویی نیست و هم نادر رو که آدم کلاه برداری نیست. مسئله یا برای من مهم است که بدانم کی راست میگه یا نیست اگر هست از رضا میپرسم دقیقا چطوری اینکارو کرده. بعدا وقتی که رضا نیست از نادر میپرسم مشکلت با رضا چی بوده. نه حرف رضا و نه حرف علی را ملاک قرار میدهم و وسط ماجرا را میگیرم. میدونید چرا چون آدمها ناخواسته از خودشون دفاع میکنند و میکن حق با منه. کلمات حق و نا حقو همه میفهمند. پس اون موقع شما میتونید نتیجه گیری کنید. یادتون باشه اگر این نتیجه گیری بد بود همیشه در قلب خودتون نگه دارید و اگر کسی خواست رابطه ای با نادر داشته باشه فقط جهت اطلاع بهش بگید مثلا اگر میخواهد معامله کنه حواسشو رو خیلی جمع کنه چون نادر آدم زرنگیه (نه اینکه بگی کلاه برداره)

این طرز رفتار باعث میشه شما حسن خلق پیدا کنید و خیلی از کارها رو براحتی انجام بدید.

خوب حالا اگر یکی از نزدیکان شما بگه آره فلانی چنین حرفی زده که مستقیما به شما ربط داره چه حرکتی از خود انجام میدید؟ ناراحت میشید؟ عصبانی میشید؟ میخواهید پوزشو به خاک بمالید؟ یا ....

در این شرایط چطور باید رفتار کرد؟

یک راه حل ساده وجود داره و اون ساده سازی صورت مسئله است. یعنی چی طی یک مثال به شما میگم.

همسر شما با چند نفر دیگر مشغول به صحبت کردن هستند درباره مسایل مختلف در این هنگام یکی یادش میافته که راستی فلانی اون کارو کرد؟ اون خانم هم یک جوابی میده. بعد از اینکه این مجلس تمام شد، خانم شما به شما میگه فلانی دنبال این بوده که بدونه تو اون کار و کردی یا نکردی؟ شاید شما بگید به اون چه مربوط من کردم یا نکردم. اصلا غلط کرده این سوال رو مطرح کرده آلان حالشو میگیرم.

این اشتباه ترین حالت رفتاری یک فرد است. میدونید چرا؟ چون همسر شما که مورد اعتماد شما هست. برداشت شخصی خودشو به شما اعلام کرده نه حرفی که زده شده و نه از شرایط گفتن صحبتی کرده؟

خوب شما باید مسئله را ساده کنید. چطور؟

اینطوری

خوب اون کار به اون آدم چقدر مرتبط است؟ اگر مربوط نیست که عصبانیت نداره میتونید بعدا زنگ بزنید و ازش بپرسید منظورت از اینکه من اون کار را انجام دادم یا نه چیه؟ اون یا منظوری داشته و میپیچونه و یا منظوری نداشته اگر داشته گوشی دستش میاد و دیگه تکرار نمیکنه اگر هم که نداشته دلخوری شما بی معنی بوده.
حالا اگر مربوط بوده مسئله یکم فرق میکنه. میتونید به طرف زنگ بزنید و بهش بگید آره این سوالو از خانم من پرسیدید. چطور مگه؟ یا توضیح میده یا نمیده اگر داد که داده و مسئله حله اگر هم نداد فقط به آرامی میتونید بهش تذکر بدید که این مسئله به من مربوطه و اگر دفعه دیگه سوالی داشتید از من بپرسید. (با آرامش) .

خوب بعضی وقتها یک وضعیت میانی هم هست. این چیه هم مربوطه و هم مربوط نیست. در این شرایط چه باید کرد؟

توی این شرایط باید بتونید محفلی که اونها توش بودند را تصور کنید. خوب یکسری خانم دارن در مورد چیزی صحبت میکنند شاید این خانم فقط برای اینکه بگه منم چیزی میدونم این سوال را کرده؟ خوب اگر اینه یک سوال بی معنیه و دیگه ناراحتی نداره.

ساده سازی مسایل باعث میشه که شما اون حس بدبینی رو کنار بزارید و کمتر پیش داوری کنید. ضرر این پیش داوری بیشتر از اینکه به طرف مقابل برسه به خود شخص برمیگرده. روابط را تیره میکنه، انسانها را از هم دلخور میکنه و...

من که خیلی وقته سعی کردم پیش داوری را کنار بزارم. شما رو نمیدونم

نظر شما چیه؟