جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

3 اشتباه محلک در روابط انسانی
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: اشتباه زندگی ، خود سازی شخصیت ، پیش داوری

با سلام

سال نو پیشاپیش بر همه شما مبارک.

میخواهم 3 اشتباهی را که اغلب اوقات، همه ما، بطور آگاه یا ناخود آگاه انجام میدهیم و ابتدا برای روان خود سم و برای روابط اجتماعی ما محلک است را اشاره کنم.

دوستانی که تمایل دارند، تمرینات جادوی کلام  را ادامه دهند، حتما با دقت تمام مطلب را خوانده و تمرین کنند. افرادی هم که یک زندگی عادی را در حال تجربه هستند، اگر از این فنون استفاده کنند، ضرر که نکرده هیچ، سودی گرانبها نیز به رحمت خداوندی نصیب آنها میشود.

این رخداد ها بین تمامی اقشار انسانی اتفاق می افتد، زن و شوهر، 2 دوست، 2 همکار، کارفرما و کارگر و حتی 2 غریبه در خیابان.

برای توضیح مسئله، مثل همیشه با یک مثال شرح میدهم.

توی خیابون، توی یک ترافیک قرار گرفته اید، ماشین پشت سری برای شما چراغ و بوق میزند و میخواهد شما راه را برای او باز کنید.
شما چه عکس العملی نشان میدهید؟
1- یارو فکر کرده فقط خودش عجله داره، من خودمم عجله دارم.
2- نباید بهش راه بدم.
3- سعی میکنید نزارید به هیچ وجهی از شما رد شود.

این 3 اشتباهی است که همه ما میکنیم. این اشتباهات چه نام دارند؟
1- قضاوت
2- صدور حکم
3- اجرای حکم

حالا بیایید مسئله را طوری دیگر بررسی کنیم.

توی خیابون، توی یک ترافیک قرار گرفته اید، و عزیزی سکته خفیف قلبی کرده و باید هر چه سریعتر او را به بیمارستان برسونید. برای ماشین جلویی چراغ میزنید، بوق میزنید تا راه را برای شما باز کند تا به بیمارستانی که 2 خیابان جلوتر است هر چه سریعتر برسید. ماشین جلویی بجای راه دادن، راه شما را هم صد کرده و نمیگذارد رد شوید. چه حالی پیدا میکنید؟؟

شرط اول قضاوت، دانستن و علم داشتن به کلیه شرایط است. در 99% اوقات ما این علم را نداریم.

شرط دوم برای صدور حکم، عدالت است. اگر ما علم کافی برای قضاوت داشته باشیم و نخواهیم حکم صادر شده به نفع خود ما باشد، کاری بسیار سخت است.

و در آخر اجرای حکم! که معمولا اگر به نفع ما نباشد، سود چندانی هم ندارد.

من این مشکل را با همسرم دارم. وقتی همکار جنس مخالف به او زنگ میزند، حتما با هم سر و سری دارند و میخواهند کاری کنند، باید به او کم محلی کنم و میکنم.

من این مشکل را با کارفرما یا کارگر خود دارم. کارفرما مرا استعمار میکند، و پولی که باید به من بدهد را برای خود نگه میدارد. کارفما میگوید. با وجود این همه هزینه، آب و برق و گاز و اجاره و .... باید در شرکت را بست، این کارگرها هم فقط بلدند از زیر کار در برند و فکر میکنند، من ارث پدر آنها را خوردم!

از این مثالها زیاد است. امروز خود را بررسی کنید، ببنید چقدر این کار را تکرار کردید!

خوب راه حل چیست.

اگر با خود عهد ببنید که از امروز دیگر قضاوت نمیکنید، حرفی بس بیهوده گفته اید.

برای شروع، سعی کنید تا مدتی حکم صادر شده را اجرا نکنید. برای افراد مختلف بستگی به خودشان دارد. از یک ماه تا یکسال!

سپس وقتی دیدید میتوانید اجرای حکم را تحت سلطه خود نگه دارید و حتی بطور خفیف هم آن را اجرا نمیکنید به مرحله بعد بروید.

در این مرحله سعی کنید حکم صادر نکنید. بعد از مدتی متوجه میشوید دیگر، اون خشونتی که در رفتار شما بوده، از بین رفته و دیگران به شما میگویند شما چقدر انسان صبوری هستید. شما چقدر مهربان هستید. شما چقدر خوبید.

و در نهایت قضاوت یک طرفه نکنید. هر هنگام که یاد گرفتید برای قضاوت باید همه جوانب را سنجید و سپس نظر داد، اون موقع شما امین دیگران خواهید شد. مرحله ای که کمتر کسی به آن میرسد. وقتی به این مرحله رسیدید. آنوقت میتوانید قضاوت کنید، حکم دهید و آنرا دیگران اجرا کنند! دقت کنید دیگران اجرا کنند، شما دیگر خود این کار را نخواهید کرد. چرا چون وقتی حکم صحیح باشد، خود طرف مقابل گردن به اجرای آن میدهد.

یادمان باشد، خوب شدن سخت نیست، خوب ماندن نیز سخت نیست. چیزی که سخت است، تغییر است. و چیزی که مانع تغییر میشود، ندانستن راه و بلند کردن سنگ سنگین است.

اگر شما از این تمرینات فقط 20% رفتارتان تغییر کند، اثرش را در زندگی خواهید دید، زندگی آرام با همسر، با دوست و با همکار.

زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید.


 
هوشیار باشیم
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٦  کلمات کلیدی:

سلام دوستان، مدتی بود به علت مشغله های کاری کمتر میتوانستم بیام و مطلبی را بگذارم. ولی چند وقته یا بهتر بگم چند ساله که یکسری رفتارها توی جامعه ما الگو شده و این الگو اصلا جنبه خوشی نداره، نه تنها در ایران بلکه در کل دنیا.

برای مثال نمیدونم یادتون است، میگفتند که اعراب برای اینکه به ایرانی ها توهین کرده باشند میگفتند سگ پارس میکنه، پس از این ببعد نگویید بگویید سگ واق واق میکنه و ... مثالهایی دیگر، این کار شاید هم انجام شده باشه ولی چیزی در حدود 1000 سال پیش بوده و ما فقط با نیرنگهایی که هزار سال پیش اتفاق افتاده دست به گریبان شدیم و از نیرنگهایی که امروزه بر سر هویت ما می آید غافل شدیم.

حتما دیدید، خانمهایی بسیاری (آقایون بسیار کمتر هستند) که انگشتر در انگشت سبابه یا شست میکنند!

در اینترنت یک جستجو کنید، ببینید چطور صاحبان وبلاگها و سایتها، یکسری مطالب را کپی و پست کردند و توی سایت خودشون گذاشته اند. در این سایتها گفته شده که خیلی خوبه شما انگشتر در این 2 انگشت بکنید. برای اثبات ادعا لطفا عبارت "معنای انگشتر در انگشت" را در گوگل جستجو کنید و ببینید همه از روی هم کپی برداری کردند و یک دروغ را چطور جلوه داده اند.

خوب اگر زبانتان خوب است، در این باره به زبان انگلیسی جستجو کنید و ببینید واقعیت چیست.

بطور خلاصه عرض میکنم. انگشتر در شست دست چپ به معنی عضویت در گروه های شیطان پرستی و در دست راست به معنی همجنس گرایی است. حال اگر در انگشت سبابه باشد یعنی من تمایل شدید به ارتباطات جنسی دارم.

خوب، آقا، خانم شما که تا به امروز معنی این رو نمیدونستی و اینکار را کردی و بهانه شما این بوده که انگشتر بزرگ بوده توی این انگشتم جا میشده، خواهشنا اگر قصدت موارد بالا نیست برای امنیت خودت این کار را نکن.

باور کنید خیلی از این مدهایی که وارد ایران میشه و برای شما چیزی دیگر معنی میکنند توی دنیای واقع چیزی دیگه معنی میده و وقتی یک جون ایرانی را توی رسانه های خودشون نشون میدن و میگن ببینید، اینها دارند چی میگند.

یک دوربین برداشتند بردند توی خیابونها از خانمهای چادری گرفته تا کساییکه بقول خودشون فشن هستند فیلم گرفتند و میگن ببینید جونهایی ایرانی همه تشنه سکس هستند! حالا شما بیا بگو بخدا منظور ما این نیست. میگن دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟؟

 

در مدی که انتخاب میکنیم، دقت کنیم. هر انتخاب اجتماعی من و تو، فقط محدود به شخص خود من یا تو نیست، نشانه ای هستی در یک جامعه، پس با یک انتخاب غلط به جامعه خودمون توهین نکنیم.