جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

روزی خواهم رفت
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥  کلمات کلیدی: شعر

کسی از بالا می آید و میگوید، برخیز وقت رفتن است.
پایین را بنگر، مردم در حرکتند، میخندند و میگریند
خندان ز بهر رفتن تو و گریان ز رفتن ت
آنها بر خویش میگریند و میخندند.
مادری گفت جگر گوشه من بود، بدون او چه کنم.
عاشقی گفت، پس از او دل به دست کی بندم
عارفی گفت، به ز اخلاق نیک او،
شاعری گفت نبود سروی به قامت دلبندم.
رهگذر در حال گذر از بالینش
گفت فرصت صلوات و الحمد نثار آن روحش
هر کسی که گذشت چیزی گفت.
هیچ نگفت که او چرا از اینجا رفت
من اگر میدانستم که میروم روزی
همه شب سجده میکردم به بهای دیدن رویش


 
طرح سوال
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥  کلمات کلیدی:

با سلام

دوستان عزیزی که به صورت خصوصی یا عمومی پیام میگذارند، لطفا ایمیل خودشون را درست وارد کنند تا اگر قادر به پاسخ دادن باشم بتوانم پاسخ را به آنها به صورت ایمیل بدهم. اگر فکر میکنید، ممکن است برخی افراد سود جو از ایمیل شما سوء استفاده کنند، سوال خود را به صورت خصوصی مطرح کنید. مطمئن باشید، حتما سوال خوانده خواهد شد. در صورت صلاح دید حتما به شما پاسخ داده میشود.


 
به آرامی آغاز به مردن می کنی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥  کلمات کلیدی: شعر

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی،

اگر چیزی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمکی کنند

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگرهمیشه از یک راه تکراری روی...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

دوری کنی...

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی....

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار که به آرامی بمیری...

شادی را فراموش نکن!