جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

خود را گول نزنیم
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧  کلمات کلیدی: خود سازی شخصیت ، اشتباه زندگی

سلام

امروز بعد از مدتی میخوام درباره یک مسئله مهم صحبت کنم و اون گول زدن خودمونه و یا بعبارتی کلاه شرعی سر خودمون گذاشتن است.

توی مجلسی بودم و صحبتی رد و بدل شد، قسمتی از اون را که خیلی ها با اون درگیر هستند را میگم.

مبحث از آنجا شروع شد که یکی از آقایان گفت.

بچه بودیم وقتی میرفتیم پنیر بخریم و میگفتیم صد گرم پنیر بده، مغازه دار وقتی پاره سنگ صد گرمی را روی ترازو میگذاشت و 100 گرم پنیر را میکشید، یکم بیشترش میکرد تا بقولی حلال بشه. میگفت من اون روز نمیفهمیدم چرا اینکار را انجام میده ولی امروز که به مغازه میرم، و میگم نیم کیلو فلان چیز را بده فروشنده نیم کلیو نشده، جنس را از ترازو بر میداره، میریم شیرینی میخریم، جعبه اونو به قیمت شیرینی به ما میده! و ....

من به ایشون گفتم، درست میگید، اون فروشنده بیشتر از اینکه به شما ضرر بزنه داره به خودش ضرر میزنه، داره نون حرام به خونش میبره، شاید در ظاهر نفهمه ولی یکدفعه میبینه ثمره زندگیش بعد از 20 سال که فرزندش باشه، معتاد میشه، خراب میشه و ... طرف نمیفهه چرا؟

همیشه ما این مشکل را داریم که نمیدونیم چرا چنین بلایی سرمون میاد.

باور کنید اگر همه پولهای دنیا رو به شما بدن، به بیماری عزیزی نمی ارزه. با وجود اینهمه بلاهای معلق، پس چرا باز برای خودمون بلا میخریم.

اتفاقات خوب همیشه توی آسمونهاست، اون بالا بالا ها، و شریات روی زمینه، کافیه یک فکر پلید از ذهن شما رد بشه، اون اتفاقه میشنوه و صاف میاد در خونه شما، ولی برای صدا کردن اتفاقات خوب، باید داد بزنی، وقت بزاری، خلوت کنی، تا شاید از بین این همه شر، صدای شما به گوش اون خوباش برسه و بیاد پیش شما.

فرد ادامه داد که با این وضعیت جامعه آدم اگر مثل بقیه دزدی نکنه، کلاهش پس معرکه است.

بهش گفتم: معرکه؟ کدوم معرکه؟ منظورت همون آشفته بازاری که جنسهای بنجل را کادو میکنند و به قیمت خونت بهت میفروشند؟ دوست داری جنس بنجل بخری، دوست داری توی خرید این جنسها از دیگران سبقت بگیری؟ یا دوست داری همیشه جنس خوب داشته باشی؟ گیرم حرف شما درست، همه دزد، آیا تو هم حاضری بلایی که سر اون فروشنده ممکنه بیاد سر تو هم بیاد؟ آیا حاضری خونت را برای 10 گرم کم گذاشتن بفروشی؟ زندگیتو، آخرتتو؟

میگفت: بابا اونهایی که اون بالا هستند خودشون هم دزدند.

گفتم: من نمیدونم شاید باشند شاید نباشند، هیچ کس نمیدونه ولی اینو میدونم، وقتی روز قیامت میشه، مردم میگن شیطان گفت این کار و بکنیم و اون موقع شیطان میگه من گفتم، شما چرا کردید! حالا تو فکرشو کن، آقای ایکس دزد، خوب آخرتشو به دنیاش فروخته، توی هر قشری ممکنه آدم بد و خوب باشه، ولی تو چکاره هستی؟ چرا میخواهی کارهای خودتو نسبت به دیگری بدی و شرعیش کنی؟ تو که میدونی این کاری که انجام میدی بده، پس دیگه نیازی به وکیل وصی نداره. کاملا مشخصه، سعی نکنیم خودمون را با این عراجیف گول بزنیم. چرا؟ شیطان کمر همت بسته که همه ما را گول بزنه، تو چرا میخواهی شریکش باشی، اونم کی رو، خود، خودت رو.

جامعه ما هیچ وقت درست نمیشه، تا زمانیکه به این نتیجه برسیم، کار بد، بده و هیچ توجیه شرعی نداره، اگر مال مردم خوردن حرامه، حرامه، نه فقیر میشناسه نه غنی. اگر یاد بگیریم که اول خودمونو درست کنیم، اون وقت میتونیم بگیم، هی فلانی تو چرا؟

ماجرای رطب خوردن حضرت محمد (ص) را همه میدونند، چرا گفت فردا بگید این پسر بیاد، چون خودش خورده بود. چه نتیجه ای از این مسئله میگیرم؟

نتیجه ساده است، یعنی اگر رسول خدا هم باشی، نمیتونی امر و نهی کنی وقتی خود اون امر را انجام میدی.

یعنی وقتی تو خودت کم کاری میکنی، توی خودت برای زندگی کم میزاری، خودت کم فروشی میکنی، .... چطور میتونی از مملکتی حرف بزنی که حق تو را خورده؟ وقتی من خودم را تصحیح کنم، زنم را تصحیح میکنم، فرزندم را تصحیح میکنم، محله ام را تصحیح میکنم، فامیل را تصحیح میکنم تا وقتی فرزند من بزرگ شد، حرفی که امروز تو میزنی را اون نزنه.

به این میگن عشق.

پس یادمون باشه، اگر دنبال کلاه شرعی برای کار هامون میگردیم. مطمئن باشیم، خدا کلاه سرش نمیره. از آینده خودمون و خانواده بترسیم که با چند کار اشتباهی که عادت شده، آنها را به فنا ندهیم.

من مشکل دارم، اونها چه گناهی کردند که باید به آتش ما بسوزند؟