جادوگری چیست؟

زندگی فراتر از آن چیزی است که به آن فکر میکنی

گام به گام بسوی کمال (۲)
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢٤  کلمات کلیدی:

چگونه به ندای وجدان گوش فرا دهيم.

خداوند وقتی از روح خودش در انسان دميد. فطرت نيک پنداری و نيک رفتاری را در انسان قرار داد که اين فطرت را همان وجدان نيز ميتوان نام گذاشت. البته تفاوتهايی با هم دارند ولی در کل يک بخش از آن فطرت همان وجدان است. وجدان شما از يکسری پارامترهايی برای تشخيص خوبی و بدی استفاده ميکند که هيچگاه عقل انسان نميتواند اين چنين پارامترهايی را درک کند. برای تفهيم اين مسئله کمی بيشتر توضيح ميدهم.

جادوگران عهد عتيق بر اين باور بودند که انسانها از گويی انرژی به شکل تخم مرغ تشکيل شده اند. و هرگاه افراد بيمار ميشدند ناحيه ای از اين گوی تغيير رنگ ميداده و أنها چون ميتوانستند روح جسم را ببينند بدنبال گياهای ميرفتند که بتواند با ترکيب رنگ خود آن قسمتی از گوی را که تغيير رنگ داده را تصحيح کنند. در اديان ديگر نيز از اين انرژی سخن به ميان آمده است. اين انرژی بصورتی است که شما ميتوانيد با کمی تحريک کردن چشم سوم خود، نيز آن را ببينيد. اين انرژی را ميتوان هاله اطراف انسانها نيز نام برد.

اگر شما دستگاهی انرژی سنج داشته باشيد که دارای ۲ قطب منفی و مثبت باشد و افراد را در اين دستگاه قرار بگيرند ميبينيد که وقتی افراد خوب وارد اين دستگاه ميشوند عقربه دستگاه به يک سمت و افرادی که خوب نيستند عقربه دستگاه به سمت ديگر تغيير جهت ميدهد. يا بقول معروف قطبهای منفی و مثبت.

حالا وجدان در هنگام برخورد با چنين وقايعی اين انرژی ها را دريافت کرده پيامهای مورد نياز را از اين انرژی استخراج کرده و در ابتدا ميگويد که اين عمل برای حال خوب است يا نه، سپس اگر شما دارای وجدانی آگاهتر باشيد ميتوانيد بيشتر اين انرژی را از فيلترهای وجدان بگذرانيد. سپس اين وجدان است که ميگويد در صورت انجام اين عمل چه عکس العملهايی ممکن است دريافت کنيد.

در بعضی اوقات اين انرژی ها آلوده هستند يعنی چه؟ يعنی پيام به شما ارسال ميشود ولی ماهيت آن مشخص نيست. وجدان در حال اول به شک ميافتد که اين پيام چه معنی دارد. اگر وجدانی قوی داشته باشيد. شايد بتواند آلودگی (يا بقول کامپيوتری ها ويروس) را از پيام جدا کند و بگويد که پيام خوب است يا نه. ولی اگر وجدان ضعيف باشد فقط اين پيغام به شما فرستاده ميشود. که اين پيام مشکوک است ولی متن پيام ميگوید که خوب است. اينجاست که پای عقل و درک و منطق به ميان ميآيد. حالا شما يک پيام داريد که مشکوک است ولی بظاهر خوب است. حالا با رفتارهای فرد، سخنان و سابقه بطور منطقی بررسی ميکنيد و تشخيص ميدهيد که اين پيام خوب است يا بد. بعد از اين کار وجدان نيز ياد ميگيرد که در مقابل چنين پيامهايی چگونه تصميم گيری کند.

يک دوست عزيز گفته که اين وجدان تحت تاثير آزموده ها در زندگی است. بايد بگويم اصول يکی است اگر چيزی بد است در تمام دنيا بد است فقط شايد آنها به اين بد بودن گوش ندهند و آنرا منطقا خوب بدانند.  مثل دزدی هميشه بد است ولی بعضی افراد ميگويند رابين هود خوب بوده، ماهيت دزدی بد است ولی رابين کاری ديگر ميکرده حق مردم را پس ميگرفته نه دزدی!! حالا وقتی افراد عادی اين مسئله را ميبينند ميگويند چون فلانی فلان کار را کرده پس من نيز بايد چنين کنم.

شما با اين منطق وجدان خود را خواهيد کشت.