چطور ميتوانيم استرس و افسرده گي را کمتر کنيم؟

براي حل مشکل بايد ابتدا علت را پيدا کرد چون قانون طبيعت اين است هر علتي يک معلول دارد. آيا شما استرس داريد؟ آيا شما دچار

افسردگي هستيد؟ علت آن چيست.
با چند مثال توضيح ميدهم.
آيا شما فردي هستيد که هميشه توسري خور بوده ايد؟ يا هميشه فردي بوده ايد که موفق بوده ايد؟
حالا شما در شرايطي قرار گرفته ايد که فکر ميکنيد بازهم ميخواهيد شکست بخورد يا اين احساس در شما وجود دارد که در مقابل يک

نيروي بزرگتر ميخواهيد شکست بخوريد! در هر حال شما دچار يک استرس ميشويد.
آيا شما هميشه نگران ديگران هستيد؟ آيا نگران فزرند، خواهر، برادر، مادر، پدر و يا حتي خود هستيد؟
شما ممکن است هميشه اين نگراني را داشته باشيد که نکند اتفاقي براي شما و يا اطرافيان شما بيافتد فلاني يکساعت ديگر کرده

است!! حتما تصادف کرده! اين افکار منفي در شما ايجاد استرس ميکند.
من دختري هستم که وقتي در خيابان راه ميروم استرس اين را دارم که کسي به من متلک بياندازد. يا وقتي در جمعي هستم نگران آن

هستم که کسي مرا در آن جمع ضايع کندو...
همه اينها در شما ايجاد استرس ميکند و با کوچکترين جرقه تبديل به آتش ميشود.
و هزاران مثال ديگر را ميتوان نوشت اين بستگي به خودتان دارد.
براي رفع مشکل استرس شما ابتدا بايد بتوانيد علت استرس خود را پيدا کنيد اگر نميتوانيد به يک روانپزشک مراجعه کنيد نترسيد شما

ديوانه نيستيد او ميداند که از کجا شروع کند. وقتي توانستيد علت استرس خود را پيدا کنيد ميتوانيد جاي آنرا با يک انرژي مثبت پر کنيد.

براي مثال وقتي کسي ديگر کرد هميشه اين تصور را داشته باشيد که حتما دارد به او خوش ميگذرد که شما را فراموش کرده ولي اگر

اتفاق بدي افتاده بود حتما شما خبردار ميشديد. از متلک انداخن به شما ميترسيد اين فکر را داشته باشيد که شما چقدر زيبا و جذاب

هستيد که ديگران در مقابل شما ابراز عجز ميکنند که ميخواهند به شما کتلک بياندازند به خود مغرور شويد! و هزاران راه حل ديگر که

ميتواند به ذهن شما و يا اطرافيان و يا افراد متخصص بيافتد سعي نکنيد از داروهاي شيميايي براي رفع آن استفاده کنيد.

وقتي استرس از حد خود گذشت ديگر يک نگراني مادام العمر در شما ايجاد ميکند و اين گراني آنقدر بزرگ ميشود که ديگر از حالت

استرس خارج شده و شما را افسرده ميکند ديگر ممکن است از بس که شما نيروي منفي در خود جمع کرده ايد ديگر نيروي مثبت نگراني

در شما وجود نداشته باشد و نسبت به همه چيز و همه کس احساس بي اهميتي ميکنيد اين حالتي است که ميتوان به آن افسردگي

گفت. افسردگي يعني زماني که هيچ چيز براي شما رنگ ندارد. براي رفع آن بايد سعي کنيد نيروهاي مثبت جذب کنيد.

/ 8 نظر / 85 بازدید
منتقد

با سلام خيلی خوشحال شدم که وبلاگی می بينم که از مسائل روزمره فراتر رفته وسعی در درمان روان می کند اميدوارم در اين جهت موفق باشيد با اجازه شما اين بلاگ را به لينک هايم اضافه کردم (البته اگر روزی ببينم که واقعا دست از درمان برداشته وبه جادوگری روی آورده ايد آن را از لينک هايم حذف می کنم !)

فائزه

سلام! ازاين پيش بگويم من از جانب کسی حرف نميزنم من مسلمانم و تورات وانجيل هم خوانده ام من سعی ميکنم از حق بگم يعنی آنچه که هست: وام!جادو هست!وجود دارد.اما کار خوبی نيست!چون انسان را مغرور ميکند واين کلام خدا فراموش ميشود:يدالله فوق ايديهم! يعنی دست خدا بالای دست آنهاست پس ذکر حق بزرگترين مانع تاثير جادو وسحر سياه در زندگی انسان مومن است.من نميگويم حتما صدايش کنيديا الله!بگوييد ايا يهو!بگوييد جی کريشنا!يا هر اسم ديگری از حق که درباور خود داريد.مهم اينست که اورا باور داريد!بله جادو هم هست! اما او هم هست! ممنونم از وبلاگ خوب و حسابشده شما

محمدشكريان

اسمشو بگذاريد {بي معني}

افسرده

mahya

http://www.mahya20032001.persianblog.ir

محمد یحیی طنین

در اول سلام عرض دارم، بعد از آن میخواهم بگویم اینکه افسرده گی یکی از مشکلاتیست که تعداد کثیر از آدمها مبتلا به آن میشود اولا به فکرم خود سخت دچار این مشکلات هستم، که اثر تحت دو فشار قرار میگیرم اول مشکلات اقتصادی که قسما به آن مواجه هستم دوم اینکه دل خیلی عجیب و غریب دارم که خود تا حال درک آنرا نیافتم، زیرا خیلی زود مایل به جنس مخالف خود میشود، یعنی من زود عاشق میشوم چنانچه فعلا عاشق یک دختر هستم که این مسله برایم خیلی مشکل روانی و افسرده گی پیدا کرده میتواند پیوسته در خیالات غرق میباشم و خودم را در خود گم میکنم و از هیچ سر و صدای خوشم نمی آید. پس به نظر من راه که ما بتوانیم مشکلات افسرده گی خویش را حل کنیم یکی هم اینست که ما با خود خیلی صادق باشیم و به خود باور و اطمینان داشته باشیم، دوم اینکه مشکلات خود را باید واضحا ذکر کرد و نگذاشت که تنها در قفسه سینه باقی بماند خلاصه به نظر من باید ما شاد زیستن را آهسته آهسته بی آموزیم و بکوشیم خود را شاد نگهداشته و از امیال و آرزو های بیش از حد فرار کنیم و به سوالات هوا و هوس ها جواب ندهیم و یگانه راه بیرون رفت همانا روی آوردن بسوی عقل و منطق است که باید از آن در ب

محمد یحیی طنین

سلام من محمد یحیی طنین از افغانستان ولایت غزنی میباشم که فعلا در کابل زندگی میکنم. در مورد افسرده گی و تشوشات روانی کوتاه عرض دارم اینکه در اول باید ما مشکلات خود را خودمان دریابیم، بعد با خود خلوت کرده و ببینیم که از چرت زدن بی مورد چی ساخته است اگر نیست پس چرا چرت زد. دوم اینکه باید در امورات خویش از عقل و صبر و حوصله کار باید گرفت چونکه حضرت علی امام اول شیعیان مسلمان گفته است که انسان بالای دهر غالب نمیشود مگر اینکه از عقل کار گیرد و در جای گفته که عقل انسان پیامبر بر حق است. فکر میکنم واقعا سخن خیلی قوی و با معنی است که میتواند ره کشا برای درمان مشکلات افسرده گی ما باشد . تشکر از همه